مدرس، سخنران و مشاورمدیریت استراتژیك

7 استراتژی مدیریتی

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
یکشنبه 29 مهر 1397-07:40 ق.ظ

  هفت اشتباه مدیریتی مدیران تازه کار
اغلب کسانی که به تازگی به جرگه مدیریت پیوسته‌اند خواسته یا ناخواسته مرتکب اشتباهاتی می‌شوند که می‌تواند برای آنها خطرناک و زیانبار باشد. در برخی موارد، مدیران از این اشتباهات مطلع می‌شوند و سعی می‌کنند تا آنها را تکرار نکنند اما گاهی اوقات اشتباهاتی از مدیران کم تجربه سر می‌زند که نادرست به نظر نمی‌رسند و همین‌ها هستند که می‌توانند عمر مدیریتی یک مدیر را کوتاه کرده و عملکرد او را زیر سوال ببرند. به همین دلیل هم هست که آگاهی یافتن از این اشتباهات مدیریتی می‌تواند برای هر مدیر تازه‌کاری مفید و حیاتی باشد. در ادامه به هفت مورد از مهم‌ترین اشتباهات پنهان و ناملموس مدیریتی اشاره خواهد شد.
هفت اشتباه مدیریتی مدیران تازه کار
 
شما به کارکنان‌تان گوش می‌کنید اما به آنها توجه کافی ندارید

در اغلب موارد کارکنان در انتقال پیام و منظورشان به مدیر مافوق‌شان به ابزاری غیر از کلمات و گفتار متوسل می‌شوند و زبان بدن‌شان گویای بسیاری از ناگفتنی‌هاست. متاسفانه اغلب مدیران تازه کار به دلایل مختلف تنها به گوش کردن به صحبت‌های کارکنان بسنده می‌کنند و در نتیجه به افراد نگاه نمی‌کنند و حرکات شان را زیرنظر ندارند در حالی که توجه به حالت چهره و حرکات بدن افراد می‌تواند به مدیر اطلاعات کاملی در مورد افرادی که با آنها سر و کار دارد هدیه دهد.
 
شما وانمود می‌کنید که تجربه زیادی در زمینه مدیریت دارید

بسیاری از مدیران جوان و کم تجربه سعی می‌کنند تا به کارکنان شان ثابت کنند باتجربه و جا افتاده هستند. این وانمود کردن و نقش بازی کردن دیر یا زود افشا خواهد شد و همین مساله اعتماد کارکنان نسبت به مدیر گزافه‌گو را سلب خواهد کرد. پس اگر برای اولین بار به‌عنوان مدیر کارتان را شروع کرده‌اید با شجاعت و جسارت به این موضوع اشاره کنید و برای کمک گرفتن از دیگران برای پیشبرد اهداف و امور هیچ تردید و تعارفی به خرج ندهید.
 
شما خودتان را درگیر مسائل جزئی و تصمیم‌گیری‌های پیش‌پا افتاده می‌کنید

 
تجربه نشان داده که بین واگذار کردن امور به افراد و دخالت مدیر در تصمیم‌گیری‌های جزئی کارکنان فرقی اساسی است. یک رئیس خوب کسی است که به کارکنانش این امکان را می‌دهد تا زمانی که به کمک فکری او نیاز دارند به او مراجعه کنند و از او کمک بخواهند و پس از آن هر طور که خودشان صلاح می‌دانند عمل کنند. یک مدیر خوب سعی می‌کند همیشه یک فضای مناسب برای تصمیم‌گیری و عمل کردن برای کارکنانش ایجاد کند تا کارکنان احساس اطاعت و فرمانبرداری محض نداشته باشند. چنین اختیار عملی می‌تواند به ارتقای کیفیت محیط کار و علاقه‌مندتر شدن افراد به کارشان کمک زیادی کند. بنابراین اگر می‌خواهید در دام مدیریت خرد نیفتید لازم است در جلسات متعدد روی ترسیم خطوط راهنما و بیان اهداف کلی و نقشه راه سازمان تمرکز کنید و تصمیم‌گیری درباره سایر موارد را به کارکنان‌تان واگذار کنید.
 
شما از ترسیم تصویر بزرگ و اهداف بزرگ و بلندمدت غفلت می‌کنید

 
خیلی از مدیران آن‌قدر خود و کارکنان شان را در کارهای روزمره و خرد غرق می‌کنند که در نتیجه از ترسیم تصویری بزرگ و بلندنظرانه از کارها عاجز می‌مانند. شما به‌عنوان مدیر یک مجموعه باید بدانید که وظیفه یک مدیر فقط پیشبرد اهداف خرد و برداشتن گام‌های کوچک به جلو نیست، بلکه باید برای ترسیم اهداف بزرگ و بلندمدت و یادآوری آنها به همه کارکنان پیشقدم شد و اقدامات هر کدام از بخش‌های یک سازمان را با اهداف و کارکردهای سایر بخش‌ها هماهنگ و همراه ساخت و از این طریق است که کارکنان و اعضای هر کدام از تیم‌های کاری تحت رهبری یک مدیر می‌فهمند که کاری که انجام می‌دهند و موفقیت‌هایی که کسب می‌کنند چه تاثیر بسزایی بر موفقیت و پیشبرد اهداف سایر بخش‌ها و تیم‌های کاری دارد و این چنین است که آنها به سمت اتخاذ تصمیمات درست تر و ارائه عملکرد بهتر خیز برمی‌دارند.
 
شما به هر پروژه و هر پیشنهادی جواب مثبت می‌دهید

مدیران تازه کار باید بدانند که قرار نیست به هر پیشنهادی که از مقام‌های مافوق به آنها می‌شود جواب مثبت بدهند و اجازه مخالفت کردن نداشته باشند. آنها باید بدانند که درگیر شدن با فعالیت‌ها و پروژه‌های متعدد به شدت از کارآیی آنها و افراد تحت امرشان خواهد کاست و اینکه به بعضی پیشنهادها و خواسته‌ها باید جواب رد داد. این جواب‌های منفی اگر با استدلال قوی و درست همراه باشد نه تنها موقعیت یک مدیر را متزلزل نخواهد ساخت بلکه باعث می‌شود، تا تمرکز او و کارکنانش روی پروژه‌های مهم و کلیدی افزایش یابد و بر بهره‌وری شان افزوده شود. بنابراین اگر مقام مافوق‌تان از شما خواست تا کاری را انجام دهید که مطمئن هستید اشتباه است و برای مجموعه شما زیانبار است، سعی کنید با پرسیدن سوالات هدفمند و ارائه استدلال‌های محکم و برشمردن نقاط ضعف آن اقدام از انجام آن شانه خالی کنید.
 
شما فقط به مدیریت زیردستان تان می‌پردازید

گاهی اوقات مدیران تازه کار آنقدر خود را غرق در رسیدگی به امور مربوط به زیردستان‌شان می‌کنند که برقراری ارتباط با مافوق‌ها و تحکیم این روابط را به فراموشی می‌سپارند در حالی که هر مدیری هر چقدر هم توانمند و کارآمد باشد به ارتباط و تبادلات فکری با مدیران مافوق و روسای خود نیز نیاز دارد و هم باید یاد دهنده باشد و هم یادگیرنده. پس لازم است که مافوق‌های شما هم به خوبی بدانند که نقاط قوت و ضعف شما چیست؛ اینکه چه چیزهایی شما را بر سر ذوق می‌آورد انگیزه کار بیشتر و بهتر را به شما هدیه خواهد داد.
 
شما با همه کارکنان‌تان به یک شکل رفتار می‌کنید

 
واقعیت این است که هر کدام از کارکنان به شکلی خاص و منحصربه‌فرد تشویق و تحریک می‌شوند و نمی‌توان از یک الگوی رفتاری برای همه افراد بهره برد. پس بهتر است پس از شناسایی افرادتان با هر کدام به شکلی مطلوب او برخورد کنید و به آنها واکنش نشان دهید.
استاد علیزاده طباطبایی_مدرس اصول و فنون مذاكره_مدرس و مشاورمدیریت استراتژیك

منبع: forbes




هفت توصیه مدیریتی برتر

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
چهارشنبه 28 تیر 1396-08:20 ق.ظ

هفت توصیه مدیریتی برتر

چندی پیش، انتشارات مدرسه کسب‌وکار هاروارد کتابی را با عنوان توصیه‌های مدیریتی منتشر کرد که حاوی نکات آموزنده و ارزشمندی در زمینه مدیریت و پیشبرد اهداف کلیدی سازمان‌ها و شرکت‌ها است. در این میان، هفت توصیه کلیدی در این مجموعه از کاربرد و جامعیت بیشتری برخوردار بودند و هر مدیری باید آنها را در راس برنامه‌ریزی‌های کاری خود و کارکنانش قرار دهد که در ادامه این مطلب به آنها اشاره خواهد شد.

توصیه اول: به لیست کارهای روزمره خود کاملا پایبند باشید

بزرگ‌ترین خطاها از کوچک‌ترین غفلت‌ها آغاز می‌شود و به همین دلیل هم هست که سرمنشا تمام بی نظمی‌ها و اشتباهات در تیم‌های کاری از بی توجهی اعضای تیم و در راس آنها رهبر تیم نسبت به کارها و فعالیت‌هایی آغاز می‌شود که از قبل برنامه‌ریزی شده‌اند و ما از آنها با عنوان لیست کارهای روزمره یاد می‌کنیم. برای عملی ساختن هر چه بهتر لیست کارهای روزمره سه ترفند زیر پیشنهاد می‌شود:

1) حتما سه کار و فعالیت مهم روزانه تان را تا قبل از ظهر انجام دهید. تجربه نشان داده که انرژی و توانایی افراد در نیمه اول ساعات کاری‌شان دو برابر نیمه دوم است. انجام حداقل سه کار مهم تا پیش از ظهر باعث می‌شود هم ناهار را با آسودگی میل کنید و هم کار چندانی برای انجام دادن در ساعات ملال آور و همراه با خستگی بعد از ظهر نداشته باشید.

2) ریتم کاری‌تان را پیدا کنید. بهترین کار برای انجام پروژه‌های بزرگ این است که آنها را به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم کنید و در گام اول سراغ مهم‌ترین و بزرگ‌ترین بخش آن بروید. این کار باعث می‌شود ریتم کاری و سرعت انجام کارهایتان در اختیار خودتان باشد و از سویی دیگر پس از به پایان رساندن بخش اول یک پروژه، خیالتان راحت است که قسمت عمده کار را انجام داده‌اید و با خیالی آسوده و سر فرصت به سراغ بخش‌های کوچک بعدی می‌روید.

3) کارهای مشابه را در زمان‌های مشابهی انجام دهید. انجام دادن کارهای مشابه و تکراری در ساعات مشخصی از روز باعث می‌شود آنها به بخشی از فعالیت‌های زیستی بدن ما تبدیل شوند و به نوعی بدن ما به انجام دادن هرچه سریع‌تر و بهتر آن کارها عادت می‌کند.

توصیه دوم: نگرانی و تردید را متوقف کنید

آنچه به شدت از قابلیت‌ها و پتانسیل‌های یک مدیر می‌کاهد، وجود حس تردید و بدبینی او نسبت به دیگران و مهم‌تر از آن در مورد آینده است. بنابراین همیشه به همان چیزی فکر کنید که دوست دارید اتفاق بیفتد. نگرانی و تردید یک مدیر مانند سم مهلکی است که به تمام کارکنان سرایت می‌کند و آنها را از کار موثر باز می‌دارد.

توصیه سوم: ارزش‌ها را بر کمیت‌ها مقدم بدارید


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

شبکه‌سازی ستون موفقیت همه کسب‌و‌کارها

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
دوشنبه 19 تیر 1396-08:27 ق.ظ

شبکه‌سازی ستون موفقیت همه کسب‌و‌کارها

این روزها ارائه برندها و در معرض قرار دادن محصولات و خدمات بسیار آسان‌تر شده است. همه اینها به لطف تبلیغات و از همه مهم‌تر شبکه‌سازی آسان ممکن شده که ارائه همه چیز را در اینترنت امکان‌پذیر ساخته‌اند. به نظر می‌رسد این پیشرفت‌ها واقعا جدال در حوزه کسب‌و‌کار را سهل‌تر کرده است. اما این یک حقیقت است که کسب‌و‌کارهایی وجود دارند که هنوز از این مزایا به‌طور کامل بهره‌ نمی‌برند؛ حال یا به‌خاطر اینکه نسبت به روش‌های شروع آن ناآگاه هستند یا اینکه در کسب‌و‌کار آنقدر زرنگ و باهوش نیستند. با توجه به آنچه گفته شد می‌توان فهمید که چرا از هر 10 استارت‌آپ 9 تای آنها شکست می‌خورند. بدون استراتژی‌های بازاریابی مانند شبکه‌سازی موثر و ارائه برند، ایجاد کسب‌و‌کارهای بزرگ و زمینه مالی قدرتمند در عصر دیجیتال غیرممکن است. با توجه به اینکه ارائه برند و استراتژی بازاریابی موثر ،کلید رسیدن به موفقیت در کسب‌و‌کار هستند، در زیر دلایل اینکه چرا شبکه‌سازی یک شرط لازم است، چگونگی شروع آن و چگونگی عملی کردن آن در کسب‌و‌کار آورده شده است.

اهمیت شبکه‌سازی


هر فردی در حوزه‌ای خاص ماهر، مستعد و باهوش است. در حوزه‌های محاسبه، بازاریابی، سلامتی، مهندسی و غیره، افراد حرفه‌ای و کارشناسان مختلفی وجود دارند؛ گرچه به‌رغم این تنوع، هر فرد مستقیم یا غیرمستقیم به خدمات و محصولات دیگران نیاز دارد تا بتواند عملکرد کارآیی داشته باشد، به این معنی که صرف‌نظر از حوزه شغلی‌تان، شما نمی‌توانید کاملا وابسته به خود باشید. در واقع شرکت‌ها و افرادی که بر دانش کسب‌و‌کار، چرخه‌های درونی و شرکای نزدیک کسب‌و‌کار خود متکی هستند، زمانی که محصولات و خدمات معین خارج از دسترس آنهاست، در این حوزه با دشواری مواجهند. شبکه‌سازی به شما کمک خواهد کرد تا با افراد متفاوتی ملاقات کنید، ترفندها و توصیه‌های بسیاری را بشنوید و به گوش سایرین برسانید و همچنین منابع و دانش را با افرادی که در موقعیت بهتر هستند و تجربه بیشتری در این حوزه نسبت به شما دارند، به اشتراک بگذارید. این امر همچنین به ایجاد یک جامعه از افراد هم‌فکر کمک می‌کند؛ جامعه‌ای که در آن بازرگانان، کارآفرینان و حتی هنرمندان دانش خود را به اشتراک می‌گذارند و دیدگاه و تجربیات بیشتری به‌دست می‌آورند.

از شبکه‌سازی بهترین بهره را ببرید


ادامه مطلب


چگونه بانفوذ و تاثیرگذار باشیم؟

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
شنبه 10 تیر 1396-08:28 ق.ظ

چگونه بانفوذ و تاثیرگذار باشیم؟

در میان همه کسانی که می‌شناسیم و در جامعه با آنها تعامل داریم، افرادی هستند که جذابیت و مغناطیس خاصی دارند. داستان زندگی آنها باورنکردنی و غیر معمول است. چه چیزی آنها را جذاب می‌سازد؟ بارزترین مشخصه آنها کنجکاوی است. همیشه برای کشف دنیای اطرافشان هیجان‌زده‌اند، این انرژی را به بیرون متصاعد می‌کنند و این موضوع کاملا در ظاهر آنها مشهود است.برخی افراد به‌طور ذاتی شخصیت جالب و نافذی دارند، اما روش‌هایی هم برای جذاب شدن وجود دارد که آموختنی است. دکتر کلر نیکسون، استاد حسابداری دانشگاه تگزاس، یکی از این شخصیت‌ها است. او معتقد است حسابداری یک موضوع دشوار اما سرگرم‌کننده است. او می‌تواند همه چیز را به طرز جالب و جذابی ارائه دهد و علاوه‌بر آموزش دروس حسابداری، جلسات سخنرانی با موضوع «چگونه جذاب‌تر و اثرگذارتر باشیم» برگزار می‌کند.

درواقع، هر کسی می‌تواند یاد بگیرد که چگونه بانفوذتر و اثرگذارتر باشد. این موضوع شگفت‌انگیز است. چون اثرگذار بودن می‌تواند به شما کمک کند شبکه ارتباطی خود را قوی‌تر کرده و مشتریان بیشتری به‌دست آورید و به نتیجه مورد نظرتان دست پیدا کنید.چند ویژگی مشترک در میان افراد بانفوذ و تاثیرگذار وجود دارد. گاهی اوقات این ویژگی‌ها به‌طور ذاتی وجود دارند، اما بیشتر آنها نتیجه تلاش آگاهانه هستند. کارهایی که می‌توان از افراد بانفوذ و تاثیرگذار بیاموزیم تا خود را جذاب، غیرمعمول و مسحورکننده نشان دهیم، در ادامه آمده است.

1) پرشور باشید. خانم جین گودال یک فرد بانفوذ و مصمم است که در 26 سالگی کشورش انگلستان را به مقصد تانزانیا ترک کرد. او در آنجا پژوهش روی شامپانزه‌ها را شروع کرد. تمام زندگی‌اش را به این کار اختصاص داد و خود را وقف این پژوهش کرد. او در این کار الهام‌بخش بسیاری از پژوهشگران دیگر شد. افراد بانفوذ نه تنها حس کنجکاوی و توجه دیگران را تحریک می‌کنند بلکه برای این کار اشتیاق و تمایل شدیدی نیز دارند و به‌طور کامل خود را وقف دیگران می‌کنند.

2) چیزهای جدید را امتحان کنید. افراد بانفوذ و تاثیرگذار به دنبال اهداف مورد علاقه‌شان می‌روند. آنها می‌دانند چه می‌خواهند و شجاعت کافی برای گام برداشتن در مسیر اهدافشان را دارند. این مساله به معنی امتحان کردن چیزهای جدید است؛ حتی چیزهایی که در ابتدا از مواجهه با آن وحشت داشتند. زمانی که به دنبال تجربه‌های جدید هستند اتفاق‌های جالب و فوق‌العاده‌ای برایشان رخ می‌دهد و حس خوبی خواهند داشت. این افراد خوشحالند، مغناطیس دارند و در کنار آنها بودن به مراتب جالب‌تر از ارتباط با افراد دلسرد و افسرده است.

3) خصلت‌های شخصی خود را پنهان نکنید. افراد با نفوذ و تاثیرگذار اغلب اولویت‌های غیرمعمول دارند که با هنجارهای معمول متفاوت است. خودِ واقعی‌شان هستند و شخصیت حقیقی خود را به نمایش می‌گذارند. همه به سمت این افراد جذب می‌شوند زیرا این مشخصه باعث جلب اعتماد دیگران می‌شود. برای مثال، وارن بافت میلیاردری است که هرگز روش زندگی پرخرج و تجملاتی نداشته و هنوز در همان خانه‌ ساده‌ای زندگی می‌کند که در سال 1958 به قیمت نه چندان زیادی خریده بود. ممکن است به نظر برسد صرفه‌جویی برای چنین فرد فوق‌العاده ثروتمندی یک خصلت متناقض و حتی عجیب و غریب است، اما بافت اولویت‌های خود را به‌دلیل آنچه دیگران از او انتظار دارند، قربانی نمی‌کند.


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

راه کسب درآمد از اینترنت در سال 2017

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
سه شنبه 30 خرداد 1396-08:32 ق.ظ

راه کسب درآمد از اینترنت در سال 2017

یکی از مزیت های بزرگ اینترنت در زمینه کسب و کار این است که تفاوتی ندارد در کجا ساکن هستید؛ شما می توانید با اتصال به فضای اینترنتی برای خود کسب درآمد کنید. مزیت دیگر آنکه شما دیگر مجبور به گذراندن زمان طولانی در وقت اداری نیستید و می توانید در هر حالی کار خود را انجام دهید و با توجه به این امر که تکنولوژی در راستای کمک به افراد پا به عرصه می گذارد، با انتخاب یک کار اینترنتی زمان بیشتری را برای انجام سایر کارهای خود خواهید داشت.

با این حال مزیت اصلی آن وجود راه های مختلف در این رابطه است . درواقع کافی است بخواهید در این زمینه فعالیت کنید؛ به محض ورود، خود را رو به روی دنیایی از شاخه های اقتصادی و کارهای متنوع خواهید یافت که امکان خلاقیت بسیار زیادی را برای تان فراهم خواهد کرد. فراموش نکنید که كسب و كارهای اینترنتی با خودكارسازی فعالیت ها و نیز به دلیل حذف واسطه ها می توانند قیمت محصولات خود را كاهش دهند. به همین خاطر می توانند به گزینه محبوب تری نزد مشتریان تبدیل شوند.

شروع یک کسب و کار همواره با مشکلات بسیاری همراه است، با این حال کسب و کارهای اینترنتی معمولا سختی کمتری را به همراه داشته و سرمایه اولیه به مراتب کمتری را نیز می خواهند. با این حال شما باید بدانید که در این فضای گسترده به چه شیوه عمل کنید، در غیر این صورت ممکن است تمامی اقدامات تان بی نتیجه بماند. در ادامه به معرفی هفت راه برترکسب درآمد از طریق اینترنت در سال جاری میلادی خواهیم پرداخت.

1- بازاریابی وابسته

بازاریابی وابسته به نوعی از بازاریابی گفته می شود که در آن شما یک شخص ثالث را برای ترویج خدمات یا فروش محصولات تان انتخاب می کنید و در ازای آن درصدی از فروش را به وی می دهید. این یک تاکتیک رایج در دنیای بازاریابی اینترنتی برای افزایش فروش است.

بازاریابی وابسته که به آن فروش رابطه ای نیز گفته می شود، فرآیندی است که در آن یک برند یا عرضه کننده یک کالا، به عنوان مثال یک خرده فروش کتاب، با دادن کمیسیون به شخص ثالث برای کالاهای خود بازاریابی انجام می دهد و مشتری جذب می کند. به عبارت دیگر بازاریابی وابسته، معرفی کالا و خدمات یک فروشنده به یک خریدار است. در بازاریابی وابسته شما از طریق سایت، ایمیل، رسانه های اجتماعی و... برای محصولات یک فروشنده مشتری جذب می کنید و در ازای هر مشتری سود را با فروشنده شریک می شوید.

در بازاریابی رابطه ای برند یا فروشنده، مصرف کننده و رابط وجود دارند. رابطه ها فروشنده های دیجیتال هستند. این فروشنده ها صاحبان وب سایت ها، رسانه های اجتماعی، وبلاگ ها، لیست های پستی و دیگر رسانه های بازاریابی دیجیتال هستند که برای یک برند یا فروشنده مشتری جذب می کنند.

به این بازاریابی (سیستم همکاری در فروش، بازاریابی وابسته) افیلیت مارکتینگAffiliate Marketing  نیز گفته می شود. افرادی که در حوزه بازاریابی فعال هستند با مبحث بازاریابی پورسانتی آشنا هستند. دریافت پورسانت برای فروش محصول یک فرد یا سازمان به فرد یا سازمان دیگر از قدیم وجود داشته است و این واژه در دنیای مجازی (بازاریابی آنلاین) نیز وجود دارد. بازاریابی وابسته، یکی از راحت ترین و روش های کسب درآمد در دنیای اینترنت است.

بازاریابی پورسانتی به افرادی که هنری جز نگهداری وب سایت خود را ندارند، کمک می کند درآمد خوبی داشته باشند. به اختصار می توان گفت که وب سایت شما تنها حاوی لینک محصولات سایر فروشگاه ها است (مثل یک نمایشگاه) و شما فقط نقش معرف محصول را بر عهده دارید. خودتان چیزی نمی فروشید، فقط مشتری را به تولیدکننده اصلی معرفی می کنید و در این میان پورسانتی دریافت می کنید. در روش بازاریابی پورسانتی، هر دو سایت به سود می رسند.

2- فعالیت در AMAZON و EBAY 


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

توصیه‌ها و عوامل مهم برای موفقیت در بازارهای بین‌المللی

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
دوشنبه 29 خرداد 1396-08:30 ق.ظ

توصیه‌ها و عوامل مهم برای موفقیت در بازارهای بین‌المللی

بسیاری از شرکت‌ها توسعه جغرافیایی را به‌عنوان بخشی از استراتژی رشد خود انتخاب می‌کنند. توسعه بین‌المللی مخصوصا برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMEها) که توان مالی محدود و حوزه جغرافیایی محدود برای فعالیت دارند، بسیار مهم است. در این مقاله به این موضوع پرداخته می‌شود که SMEها چگونه می‌توانند بین‌المللی شوند. در نیم‌ قرن گذشته، رشد اقتصاد بین‌الملل، به علت قدرت فزاینده «نیروهای جلو برنده» در برابر «نیروهای بازدارنده» رخ داده است. در این سال‌ها، کسب‌وکارهایی از بخش‌های مختلف جهان در صنایع گوناگون با پیگیری استراتژی‌های بین‌المللی، چندملیتی یا جهانی به موفقیت‌های عظیمی دست یافته‌اند. امروزه، اهمیت فزاینده بازاریابی جهانی از این حقیقت نشات می‌گیرد که نیروهای جلو برنده دارای توانایی‌های بیشتری نسبت به نیروهای بازدارنده هستند.

سیر تکاملی

شرکت‌ها غالبا ابتدا با صادرات وارد بازارهای خارجی می‌شوند، سپس با افزایش فروش، شرکت‌های فروش فرامرزی تشکیل می‌دهند و در نهایت امکانات تولید را در آن کشورها بنا می‌کنند. با تغییر میزان مشارکت شرکت در بازار خارجی، سازمان این کار نیز تغییر می‌کند. ممکن است شرکت ابتدا هیچ‌کس را مسوول کسب‌وکار بین‌المللی خود نداشته باشد و بخش بازاریابی شرکت، تامین سفارش های صادراتی را برعهده بگیرد. اما بعدا بخش صادرات در شرکت به صورت مجزا ایجاد می‌شود و زمانی که شرکت شروع به سرمایه‌گذاری در مناطق گوناگون می‌کند، یک واحد بین‌الملل اختصاصی تاسیس می‌شود. شرکت‌های بزرگی مثل فورد، IBM و گودییر عموما بخش بین‌الملل خود را طبق تقسیم‌بندی منطقه‌ای یا جغرافیایی سازمان داده‌اند. واحد بین‌الملل در سطح یکسانی از لحاظ سازمانی با بخش داخلی قرار دارد و مسوولیت کلیه فعالیت‌های خارج از کشور را برعهده دارد. با افزایش اهمیت و تنوع عملیات فرامرزی، اکثر مدیران احساس نیاز به حذف بخش بین‌الملل و تاسیس سازمان جهانی براساس محصول، منطقه یا کارکرد کردند. ضمنا طبقه‌بندی براساس مشتریان به‌طور روزافزونی مطرح می‌شود و برخی شرکت‌های خدماتی و نهادهای مالی به این شکل سازماندهی می‌شوند.

اهمیت برنامه‌ریزی استراتژیک

در فعالیت‌های بین‌المللی، بهترین استراتژی این است که بتوان در سطح جهانی مزیت رقابتی منحصربه‌فرد داشت و از رقبا فاصله زیادی گرفت. این استراتژی شرکت‌ها را به سوی مشتری و بازارهای جهانی برگزیده سوق می‌دهد و آنها را در یک بازار خاص محدود نمی‌کند. برای اینکه استراتژی بین‌المللی کارآیی داشته باشیم، باید محصول استانداردی را توسعه دهیم که بتوان آن را در چند کشور به شیوه یکسانی تولید کرد و فروخت. بنابراین، مدیران باید سیستم تولید یا توزیع قدرتمندی در سطح جهانی تشکیل دهند. بارتلت و هوشال در این زمینه می‌گویند که «مدیران باید توسعه اثربخشی در مقیاس جهانی، انعطاف‌پذیری چندملیتی، قابلیت توسعه نوآوری‌ها و اهرم قرار دادن دانش و علوم را در سطح جهانی جست‌وجو کنند.» از نظر آنها، شرکتی که می‌خواهد در سطح جهانی رقابت‌پذیر باشد، باید اثربخشی، انعطاف‌پذیری و یادگیری را به‌عنوان سه هدف استراتژیک دنبال کند. یعنی هم باید هزینه‌های عملیاتی و فعالیت‌های خود را در مقیاس جهانی کاهش دهد، هم خود را با محیط‌های بین‌المللی متغیر و غیرقابل پیش‌بینی سازگار کند و هم در ابعاد جهانی به یادگیری و آموزش براساس فرصت‌های منحصر به فرد بپردازد. درست است که شرکت‌ها وقتی وارد بازارهای جهانی می‌شوند مزایای منحصربه‌فردی را جست‌وجو می‌کنند و می‌خواهند نام تجاری، فناوری‌های پیشرفته یا قابلیت‌های مدیریتی خاص داشته باشند، اما این امکان هم وجود دارد که از عرصه‌های بین‌المللی دانشی را کسب و در ساختار خود نهادینه کنند. با این دانش، سازمان می‌تواند راهکارهای فنی و مدیریتی تازه‌ای را برای محصولات یا خدماتی که ارائه می‌دهد به‌دست آورد و در محیط ناآشنایی که در آن فعالیت خود را آغاز کرده، دوام داشته باشد.

عوامل اثرگذار بر توسعه بین‌المللی


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

اهمیت بهره برداری مناسب از هوش سازمان

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
چهارشنبه 24 خرداد 1396-08:47 ق.ظ

اهمیت بهره برداری مناسب از هوش سازمان

ایده های اخیر را به بررسی اهمیت ایجاد فضایی کارآفرینانه در محیط کاری اختصاص دادیم. در این ایده و به عنوان ادامه سلسله بحث های قبلی قصد داریم تا چگونگی بهره برداری سودمند از هوش و استعداد کارمندان را مورد مطالعه قرار دهیم. به عنوان نخستین نکته باید یادآورد شد که خاصیت یک سازمان ایجاد محدودیت است. به عبارت دیگر، کارمندان مانند هر انسان دیگری علاقه ها مختلفی دارند، اما فعالیت سازمانی حیطه اختیار آن ها را محدود به وظایفی خاص خواهد کرد.

اگرچه کارمندان خلاق و کارآفرینان ماهر تحت هر شرایطی بهترین عملکرد را از خود نشان می دهند، با این حال پژوهش های صورت گرفته بر روی زندگی شخصی چنین افرادی نشان دهنده توانایی فوق العاده بالای آن هاست. طنز تلخ درست جایی است که متوجه شویم به طور معمول تنها بخش کمی از این توانایی و استعدادها در فرایند سازمانی مورد بهره برداری قرار می-گیرد.

ایده


استفان کاوی، نویسنده حوزه مدیریت و رهبری تجاری، معتقد است که بر اساس تحقیقات اخیر استعداد کارمندان بسیار کمتر از آنچه باید مورد استفاده و بهبره برداری قرار می گیرد:"اطلاعات پیام بسیار واضحی را منتقل می کند. در واقع این اطلاعات تا حدود زیادی مطابق با تجربه شخصی من از مشاهده وضعیت کارمندان در بسیاری از سازمان هاست. بسیاری از کارمندان شرکت های مختلف نه از کارشان راضی هستند و نه از بودن در فضای آن شرکت لذت می برند.همچنین باید توجه داشت که از توانایی های کارمندان نیز به ندرت در محیط کار به صورت درست استفاده خواهد شد. شاید در وهله نخست عجیب باشد، اما بر اساس نتیجه گیری من بسیاری از شرکت ها به آسانی همان چیزهایی را که به دنبال اش هستند، از دست می دهند. این اهداف عبارت اند از علاقه، خلاقیت، استعداد و مهارت؛ درست همان  مواردی که در عمل توسط شرکت ها نادیده گرفته شده است."

تونی فرناندز، صاحب شرکت فعال در زمینه خطوط هوایی ارزان قیمت موسوم به AirAsia، نیز تقریبا مانند استفان فکر می کند. فرناندز که نقش تاثیرگذاری در این برند مالزیایی دارد، اظهارنظرش در مورد موضوع این ایده را اینگونه آغاز کرده است:"ما هنوز یک شرکت کوچک و در حال توسعه هستیم. این عبارت به معنای آن است که در برند ما همه افراد دارای ارزش والایی هستند.در پایان یک روز کاری من ترجیح می دهم به جای 10 ذهن معمولی 7000 ذهن خلاق برای شرکت ام کار کنند. از زمان تاسیس شرکت شیوه مدیریتی به همین روال بوده و رشد سریع AirAsia نیز مدیون همین عامل است. در واقع اگر یک ایده مناسب در شرکت ایجاد شود، بی اهمیت ترین نکته طراح آن خواهد بود. این به معنای بی ارزش تلقی کردن افراد نیست، بلکه به معنای شانس همه افراد به منظور ارائه پیشنهادات مناسب است.صرف نظر از ایده های مناسب که به سرعت در فضای شرکت تبدیل به پروژه های اجرایی می شوند، ایده های بد و فاقد معیارهای لازم نیز در سریع ترین زمان ممکن محو خواهند شد. این شیوه منحصر به فرد فعالیت برند من است، شیوه ای که موفقیت های خود را مدیون آن هستیم."


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

بازاریابی مجازی

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
چهارشنبه 17 خرداد 1396-08:38 ق.ظ

بازاریابی پیامکی؛ مزایا و کارکردها  

زمانی بود که خط تلفن، لازمه هر خانه و هر کسب‌وکاری به حساب می‌آمد. بیشتر ارتباطات به صورت تلفنی و با تماس با شماره فرد صورت می‌گرفت. اما امروز، حتی اگر در خانه و شرکتی خط تلفن وجود نداشته باشد، چندان تعجب ندارد. با گسترش موبایل و خدمات ارائه شده آنها، به تدریج تلفن از دایره راه‌های ارتباطی اولیه خارج شد. ویژگی موبایل، در دسترس بودن دائمی آن و سهولت استفاده بود. در این حالت، فرد مجبور نبود که برای تماس با مخاطب خود زحمت زیادی به خرج دهد و معمولا می‌توانست به سرعت با آنها ارتباط برقرار کند. اما پیشرفت سایر امکانات گوشی‌های هوشمند باعث شد تا تعداد تماس‌ها هم کاهش یابد؛ پیشرفت‌هایی که از امکان فرستادن پیام متنی (پیامک) شروع شد و در نهایت به تماس صوتی و تماس تصویری رسید. این تغییرات، محیط کسب‌وکار و بازاریابی را هم به شدت دستخوش تغییر کرده و خواهد کرد.


اکنون می‌توان کسب‌وکارهای فراوانی را مشاهده کرد که روش‌های سنتی انجام کارها را کنار گذاشته‌اند و از ابزارهای جدید استفاده بیشتری می‌کنند. دلیل این موضوع، گسترش گوشی‌های هوشمند و سایر ابزارهای ارتباط آنی است. به عنوان مثال، براساس برآوردها، تعداد سیم‌کارت‌های موجود در ایران حتی از جمعیت کشور هم بیشتر بوده و تعداد گوشی‌های هوشمند هم نزدیک به 50 میلیون دستگاه است. ابزارهای مختلف این گوشی‌ها و برنامه‌های کاربردی‌شان هم راه ارتباط را آسان‌تر ساخته است؛ تا حدی که ارتباط آنلاین با همکاران و مشتریان در بسیاری از کسب‌وکارها رواج یافته است. یک بازاریاب مواد غذایی، امروزه می‌تواند به صورت آنلاین از وضعیت انبار شرکت مطلع شود و درخواست‌های مشتریان را به سرعت به دست آنها برساند.


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

5 فن موفق بازاریابی برای افزایش فروش

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
شنبه 13 خرداد 1396-08:41 ق.ظ


5 فن موفق بازاریابی برای افزایش فروش

پنج فن وجود دارد که به شما کمک می کند تا بتوانید فروش خود را افزایش دهید. این فنون کاربرد ساده ای دارند و در ایجاد هر کسب و کاری مؤثر هستند

1- همیشه نوآوری داشته باشید

هر زمان که چیز جدیدی در کسب و کار خود ابداع می کنید، در واقع فرصتی برای فروش بیشتر خلق کرده اید.

مثلا کار ساده ای همچون افزودن اطلاعات جدید در سامانه اینترنتی که با جذب محققان و مشتریانی که در جست وجوی اطلاعات جدید سامانه شما را می کاوند، فرصت دیگری را برای فروش فراهم می کند.

همچنین افزودن کالا و خدمت جدید به فهرست محصولاتی که عرضه می کنید، معمولا موجب افزایش قابل توجهی در فروش می شود. افزایش فروش به این طریق می تواند سه دلیل عمده داشته باشد:

الف) جذب مشتریان جدید که به کالا و خدمات فعلی شما علاقه مند نیستند

ب) وقوع تکرار خرید توسط مشتریان فعلی که خواستار محصولات جدیدتان نیز هستند

ج) توانایی دستیابی به فروش بیشتر از طریق عرضه بسته بندی های حاوی دو یا تعداد بیشتری از کالاها.

2- منبعی معتبر باشید


روش هایی را جست وجو کنید که شما را به عنوان منبعی معتبر نزد دنباله روها و مشتریان تان مطرح می کند.

اطلاعات رایگان در اختیار آنان قرار دهید. به آنها در انجام سریع تر، راحت تر و ارزان تر کارهای شان کمک کنید. هر زمان که آنها برای کمک گرفتن به شما مراجعه می کنند، در واقع فرصت دیگری برای فروش به دست می آورید.

3- در رقابت متمایز باشید


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

چالش های نو در رهبری سازمان ها

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
چهارشنبه 10 خرداد 1396-08:58 ق.ظ

چالش های نو در رهبری سازمان ها
آنچه استراتژیست ها باید بداند

در طول چند سال گذشته، دنیای کسب‏ وکار چالش‏های بی‌سابقه‏ ای‏ را تجربه کرده است.‏ رهبران‏ سازمان‏ها نیز در سراسر جهان تلاش می‌کردند از طریق رهبری موثر‏ شرایطی را‏ برای زنده ماندن‏ سازمانشان به‌وجود آورند‏؛ برخی از طریق‏ مبارزه با کاهش عملکرد‏ شرکت‏ و برخی‏ با‏ تمرکز بر‏ کاهش هزینه‌ها و طرح بهبود بهره‌وری عملیاتی‏ و برخی با تلفیق هر دو و البته گروهی با نوآوری‏‏ در مسیر بهبود شرایط قرار می‏گیرند.‏ البته‏ سازمان‌هایی که با موفقیت از‏ دوران سخت عبور می‌کنند‏ قوی‌تر از گذشته‏ در کسب‏ وکار خود می‌توانند به آینده امیدوار باشند‏ و می‏توانند درک بهتری از پارادایم‏های پیش‌رو داشته باشند. درک‏ تغییر در گذشته صرفا به‌عنوان مجموعه‌ای از ابزار برای کاهش هزینه یا بهبود بهره‌وری عملیاتی به‌عنوان یک روش زندگی سازمانی‏ تلقی می‌شد‏؛ سازمان‌هایی که با موفقیت می‌توانستند تبدیل فرهنگ و‏ طرز فکر کارکنان‏ خود را به یک‏ DNA‏ ‏ سازمانی بر مبنای‏ بهبود مستمر‏ قرار دهند و‏ ‏ به‌عنوان برندگان‏ درازمدت‏ به رشد کسب‏وکار پایدار‏ مبادرت ورزند. اما هیچ الگوی واحدی برای همه رویکرد‌ها یا فرمول‏ مشخصی در رهبری وجود ندارد. رهبری باید‏ با فروتنی، به بیان واقعی شخصیت منحصربه‌فرد خود بپردازد‏ و در‏ تعقیب‏ فعالانه‏ هر آنچه محیط‏ به آن دیکته می‌کند باشد. با وجود همه این تفاوت‏ها، باید چه‏ نوع کارکردهایی را هم‏ از منظر کارکردهای سازمانی‏ و هم از منظر رهبری دنبال کنیم تا بتوانیم در گروه‏ برندها‌ قرار بگیریم‏؟

کارکردهای سازمانی و خطاهای مصطلح

دکتر احمد روستا، پدر بازاریابی نوین در ایران، اصطلاح جالبی دارد که می‌گوید سازمان‏ها‏ با‏ چهار نوع چالش‏ مواجه هستند‏ که عبارتند از: «بایدها»، «نبایدها»، «شایدها» و‏ «نشایدها» که هریک می‌توانند بخشی از موارد چالشی را برای یک سازمان مشخص کنند. موضوع مهم در این طبقه بندی چهارگانه ابتدا شناخت آنها است و سپس اینکه اولویت در انجام کدام یک برای سازمان ضروری‌تر است‏. به اعتبار اکثر تحقیق‌های انجام شده در مورد اینکه‏ کدام‌یک از چهارگانه‌های فوق مهم‌تر و اثربخش‌ترند، اکثر کارشناسان روی «نبایدها» تاکید دارند.

الف) نبایدها: وقتی پاپ از میکل آنژ راز نبوغ او را در خلق مجسمه داوود پرسید، او در جواب جمله زیبایی گفت:‏ «هر چیزی را که داوود نبود‏ تراشیدم.» باید به این مهم اشاره کرد که کم‌هزینه‌ترین و معقول‌ترین راه برای‏ بهبود و توسعه، ‏ کارکردها هستند. دکتر رولف دوبلی، در کتاب بی نظیر خود‏ به نام «هنر شفاف اندیشیدنبه این موضوع به خوبی پرداخته است‏. او می‌گوید‏: «بیایید‏ صادق باشیم ما به درستی نمی‌دانیم چه چیزی عامل موفقیت است، ولی با قاطعیت می‌توانیم بگوییم چه چیزی موفقیت ما را نابود می‌کند.» این درک با وجود سادگی، بسیار اساسی و تاثیرگذار است. دانستن موارد منفی یا همان نبایدها بسیار قدرتمندتر از شناخت بایدها است. زیرکانه اندیشیدن به این موضوع همانند شیوه میکل آنژ است. پس به جای تمرکز بر داوود، بر آنچه داوود نیست متمرکز شوید و آن را از سازمان خود بتراشید (حذف کنید). در این صورت است که بایدها هم کاملا شفاف و ملموس می‌شوند.

رومی‌ها در قرون وسطی برای موضوع نبایدها عبارت جالب via negative را‏ به معنی اثبات از مسیر منفی به‌کار می‌بردند. اگر به کاربرد امروزی‏ این روش در اداره‏ سازمان بخواهیم بپردازیم باید بگوییم ما نمی‌توانیم بگوییم چه چیزی‏ باعث موفقیت ما می‌شود، اما می‌توانیم مشخص کنیم که موانع موفقیت ما چه عواملی هستند. اگر دست از نبایدها بردارید، یعنی نیمه منفی ماجرا را حل کرده‌اید، آن‌هم بدون سرمایه‌گذاری، چرا که فقط آنها را انجام نمی‌دهید. نبایدها‏ را حتی با صدور یک دستورالعمل و مراقبت از عدم انجام می‌شود به راحتی در سرتاسر سازمان عملی کرد. خطاهای آشکار و پنهان مشخص را اگر حذف کنید به نیمه مثبت و بایدها می‌رسید‏. وارن بافت، سرمایه دار بزرگ دنیا‏، درباره خود و دوست و شریکش چارلی مانگر می‌گوید: «من و چارلی یاد نگرفته‌ایم چگونه مسائل دشوار تجاری را حل کنیم. آنچه ما بلدیم انجام دهیم این است که چطور از آنها دوری کنیم


ادامه مطلب


دنبالک ها: مدرس مدیریت استراتژیك،مدرس فنون مذاكره،مشاورمدیریت استراتژیك 

  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic