مدرس، سخنران و مشاورمدیریت استراتژیك

کارآفرینی در تکنولوژی ماهواره

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
دوشنبه 5 اسفند 1398-09:31 ق.ظ

نیلز باس؛ کارآفرینی در تکنولوژی ماهواره

برای نیلز باس، کارآفرین دانمارکی، جاهای خالی فراتر از جو بالایی زمین پر از امکانات تجاری است. باس که به‌عنوان «رهبر کسب‌وکار سال 2017» در دانمارک معرفی شد، مدیر عامل شرکت گام‌اسپیس (GomSpace) است که نانوماهواره تولید می‌کند؛ یعنی ماهواره‌هایی به اندازه جعبه کفش که همان عملکرد مدل‌های بزرگ‌تر را با هزینه‌ای بسیار کمتر دارند.

نیلز باس؛ کارآفرینی در تکنولوژی ماهواره

باس از طریق ایجاد اختلال در مدل کسب‌وکار ماهواره‌های سنتی، در خط مقدم یک جنبش پیشتازانه قرار گرفته است. از یک طرف، طیف گسترده‌ای از کانال‌های تجاری جدید برای مشاهده زمین وجود دارد که کاربردهای نظامی و غیرنظامی متنوعی دارند. باس می‌گوید: «انتظار رسیدن به یک رشد بلندمدت در بخش کسب‌وکار ماهواره‌‌های نزدیک زمین، از طریق نانوماهواره‌ها امکان‌پذیر است 

در طرف دیگر می‌توان به چشم‌انداز کاوش در فضا فکر کرد که شاید هیجان‌انگیزترین فرصت کسب‌وکار این روزها باشد. او می‌گوید: «لزوم پیدا کردن منابعی خارج از کره زمین برای بشر، در بلندمدت هر روز بیشتر و بیشتر حس می‌شود. ما می‌خواهیم توانایی نانوماهواره‌ها را برای رصد سیارک‌ها استخراج کنیم، چون احتمالا ثروت معدنی زیادی در آنها نهفته است

ماهواره‌های کوچک، اما قدرتمند شرکت گام‌اسپیس، در فاصله 400 تا 900 کیلومتری سطح زمین فعالیت می‌کنند و هر 90 دقیقه دور زمین می‌گردند که 17 بار در روز می‌شود. آنها انرژی خود را از خورشید می‌گیرند و با چرخش خود، داده‌هایی از فضا به دست می‌آورند. طرح کسب‌وکار این شرکت، چند بخش را مورد توجه قرار می‌دهد که باس معتقد است می‌تواند در این بخش‌ها اختلال نوآورانه ایجاد کند. این بخش‌ها عبارتند از نیازهای علمی و امنیتی، ردیابی هواپیما و کشتی و پیش‌بینی‌های دقیق هواشناسی.این شرکت همچنین در حال مذاکره با شرکت‌های عملیاتی بزرگ ماهواره‌ای است تا امکان عرضه نانوماهواره به آنها را بررسی کند. نانوماهواره‌ها روی راکت‌هایی که مالکیت آنها را شرکت‌های پیشتازی همچون اسپیس ایکس ایلان ماسک و ویرجین اوربیت ریچارد برنسون و ده‌ها شرکت دیگر از کشورهایی مثل چین، هند و نیوزیلند در اختیار دارند، به فضا فرستاده می‌شوند. با وجود اینکه اپراتورها زیاد هستند، اما باس می‌گوید تعداد ماهواره‌هایی که وارد فضا می‌شوند برای پاسخ به تقاضای شرکت‌های تجاری کافی نیستند.  شرکت گام‌اسپیس که در بورس استکهلم عرضه شده، در سه سال اول فعالیت خود 70 درصد رشد کرد و در سال 2017 ارزش آن به حدود 300 میلیون پوند رسید.

 جاه‌طلبی مترقی

باس کارش را با کارآموزی به‌عنوان مکانیک ماشین شروع کرد و سپس به تحصیل مهندسی در دانشگاه آلبورگ پرداخت. او یک دهه را در شرکت مهندسی دانمارکی Purup Prepress گذراند و در بخش تحقیق و توسعه این شرکت مشغول به کار شد. همچنین یک سال نورشناسی کاربردی در کالج سلطنتی لندن خواند. اما او خیلی زود فهمید به نقطه‌ای رسیده که برای پیشرفت کارش نیاز دارد به مدرسه کسب‌وکار برود. به همین دلیل، وارد دوره «رهبری و استراتژی» مدرسه کسب‌وکار لندن شد.پروفایل مدیریتی او خیلی زود به نتیجه رسید. او هدایت عملیات تغییر بخشی از یک شرکت دفاعی بزرگ دانمارک را در اختیار گرفت و در دوران جنگ افغانستان، سه بار به این کشور سفر کرد تا در همکاری با پرسنل ارتش دانمارک، از کارآیی وسایل نقلیه نظامی آنها در استان هلمند، در شرایط سخت، اطمینان حاصل کند. ارتباطات نظامی و غیرنظامی که باس در آن زمان به دست آورد، او را برای ریاست هیات مدیره شرکت گام‌اسپیس که آغاز کار آن در سال 2007 بود، آماده کرد. او هفت سال بعد، مدیر عامل شد.

راه‌اندازی کسب‌وکار در دانمارک که تجربه چندانی در بخش فضا نداشت، یک ریسک بزرگ بود. باس می‌گوید که تصمیم برای توسعه کسب‌وکار در دانمارک به این دلیل بود که طبق برآوردهایمان، شانس موفقیت در آمریکا پایین بود.  اولین نانوماهواره گام‌اسپیس در سال 2013 و با استفاده از تکنولوژی فرکانس رادیویی فرستاده شد تا بقایای هواپیمایی را که در سال 2009 در مسیر ریو دو ژانیرو به پاریس سقوط کرده بود، پیدا کند. یک فرستنده خودکار رادیویی در این ماهواره کار گذاشته شد تا موقعیت هواپیمای سقوط کرده را پیدا کند. این رویکرد در مورد هواپیمای مالزی که در سال 2014 در اقیانوس آرام گم شد، تکرار شد.  توسعه اخیر نانوماهواره‌های گام‌اسپیس، اعتبار این شرکت را نزد آژانس فضایی اروپا و دولت دانمارک به شدت بالا برده است. باس می‌گوید: «وقتی اتفاق‌های مشابهی مثل دستاوردهای فضایی چین در دنیا رخ می‌دهد، دولت نظر ما را جویا می‌شود. این یعنی برای جذب مهندس‌های نخبه در شرکت ما مشکلی وجود ندارد. در گذشته، اگر کسی در دانمارک به کار در مورد فضا علاقه‌مند بود، مجبور بود به آمریکا مهاجرت کند

باس توضیح می‌دهد که برای راه‌اندازی فرکانس رادیویی ماهواره‌ای مسائل زیادی باید مد نظر قرار بگیرد. او می‌گوید: «نمی‌توانید ناگهان تصمیم به شروع چنین کاری بگیرید، چون قوانین داخلی و بین‌المللی زیادی در این رابطه وجود دارد

نانوماهواره‌ها هم شرایط خاص خودشان را دارند. مثلا کاربرد مفید آنها در فضا معمولا تا شش سال است و تا وقتی ماهواره‌های قدیمی از رده خارج نشوند، مدل‌های جدیدتر را نمی‌توان بیمه کرد. این موضوع مساله زباله‌های فضایی را پیش می‌کشد که از نظر باس می‌توان آن را به آلودگی‌های دریا و اقیانوس تشبیه کرد. «سی سال پیش همه در مورد افزایش زباله‌ها در اقیانوس صحبت می‌کردند. در آن زمان هنوز مشکل حاد نبود. حالا این مشکل حاد شده و به سختی می‌توان کاری درباره آن انجام داد. در مورد فضا هم همین‌طور است. در فضا جای خالی زیاد است، اما اگر فرستادن هر چیزی به آنجا ادامه پیدا کند، ظرف 40 تا 50 سال آینده، این موضوع به مساله‌ای حل نشدنی تبدیل می‌شود. بسیار مهم است که قانون‌گذاران همین حالا کاری در این مورد انجام دهند.»باس 62 ساله حالا به سن بازنشستگی رسیده است. اما چشم‌اندازهای تجاری فضا او را به وجد می‌آورد و می‌گوید که فعلا هیچ قصدی برای بازنشستگی ندارد و ترجیح می‌دهد بقیه زندگی را هم در  این کار بگذراند.

  منبعLondon Business School : 


چشم انداز كسب و كار

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
دوشنبه 5 اسفند 1398-09:25 ق.ظ

نیلز باس؛ کارآفرینی در تکنولوژی ماهواره

برای نیلز باس، کارآفرین دانمارکی، جاهای خالی فراتر از جو بالایی زمین پر از امکانات تجاری است. باس که به‌عنوان «رهبر کسب‌وکار سال 2017» در دانمارک معرفی شد، مدیر عامل شرکت گام‌اسپیس (GomSpace) است که نانوماهواره تولید می‌کند؛ یعنی ماهواره‌هایی به اندازه جعبه کفش که همان عملکرد مدل‌های بزرگ‌تر را با هزینه‌ای بسیار کمتر دارند.

باس از طریق ایجاد اختلال در مدل کسب‌وکار ماهواره‌های سنتی، در خط مقدم یک جنبش پیشتازانه قرار گرفته است. از یک طرف، طیف گسترده‌ای از کانال‌های تجاری جدید برای مشاهده زمین وجود دارد که کاربردهای نظامی و غیرنظامی متنوعی دارند. باس می‌گوید: «انتظار رسیدن به یک رشد بلندمدت در بخش کسب‌وکار ماهواره‌‌های نزدیک زمین، از طریق نانوماهواره‌ها امکان‌پذیر است 

در طرف دیگر می‌توان به چشم‌انداز کاوش در فضا فکر کرد که شاید هیجان‌انگیزترین فرصت کسب‌وکار این روزها باشد. او می‌گوید: «لزوم پیدا کردن منابعی خارج از کره زمین برای بشر، در بلندمدت هر روز بیشتر و بیشتر حس می‌شود. ما می‌خواهیم توانایی نانوماهواره‌ها را برای رصد سیارک‌ها استخراج کنیم، چون احتمالا ثروت معدنی زیادی در آنها نهفته است

ماهواره‌های کوچک، اما قدرتمند شرکت گام‌اسپیس، در فاصله 400 تا 900 کیلومتری سطح زمین فعالیت می‌کنند و هر 90 دقیقه دور زمین می‌گردند که 17 بار در روز می‌شود. آنها انرژی خود را از خورشید می‌گیرند و با چرخش خود، داده‌هایی از فضا به دست می‌آورند. طرح کسب‌وکار این شرکت، چند بخش را مورد توجه قرار می‌دهد که باس معتقد است می‌تواند در این بخش‌ها اختلال نوآورانه ایجاد کند. این بخش‌ها عبارتند از نیازهای علمی و امنیتی، ردیابی هواپیما و کشتی و پیش‌بینی‌های دقیق هواشناسی.این شرکت همچنین در حال مذاکره با شرکت‌های عملیاتی بزرگ ماهواره‌ای است تا امکان عرضه نانوماهواره به آنها را بررسی کند. نانوماهواره‌ها روی راکت‌هایی که مالکیت آنها را شرکت‌های پیشتازی همچون اسپیس ایکس ایلان ماسک و ویرجین اوربیت ریچارد برنسون و ده‌ها شرکت دیگر از کشورهایی مثل چین، هند و نیوزیلند در اختیار دارند، به فضا فرستاده می‌شوند. با وجود اینکه اپراتورها زیاد هستند، اما باس می‌گوید تعداد ماهواره‌هایی که وارد فضا می‌شوند برای پاسخ به تقاضای شرکت‌های تجاری کافی نیستند.  شرکت گام‌اسپیس که در بورس استکهلم عرضه شده، در سه سال اول فعالیت خود 70 درصد رشد کرد و در سال 2017 ارزش آن به حدود 300 میلیون پوند رسید.

 جاه‌طلبی مترقی

باس کارش را با کارآموزی به‌عنوان مکانیک ماشین شروع کرد و سپس به تحصیل مهندسی در دانشگاه آلبورگ پرداخت. او یک دهه را در شرکت مهندسی دانمارکی Purup Prepress گذراند و در بخش تحقیق و توسعه این شرکت مشغول به کار شد. همچنین یک سال نورشناسی کاربردی در کالج سلطنتی لندن خواند. اما او خیلی زود فهمید به نقطه‌ای رسیده که برای پیشرفت کارش نیاز دارد به مدرسه کسب‌وکار برود. به همین دلیل، وارد دوره «رهبری و استراتژی» مدرسه کسب‌وکار لندن شد.پروفایل مدیریتی او خیلی زود به نتیجه رسید. او هدایت عملیات تغییر بخشی از یک شرکت دفاعی بزرگ دانمارک را در اختیار گرفت و در دوران جنگ افغانستان، سه بار به این کشور سفر کرد تا در همکاری با پرسنل ارتش دانمارک، از کارآیی وسایل نقلیه نظامی آنها در استان هلمند، در شرایط سخت، اطمینان حاصل کند. ارتباطات نظامی و غیرنظامی که باس در آن زمان به دست آورد، او را برای ریاست هیات مدیره شرکت گام‌اسپیس که آغاز کار آن در سال 2007 بود، آماده کرد. او هفت سال بعد، مدیر عامل شد.

راه‌اندازی کسب‌وکار در دانمارک که تجربه چندانی در بخش فضا نداشت، یک ریسک بزرگ بود. باس می‌گوید که تصمیم برای توسعه کسب‌وکار در دانمارک به این دلیل بود که طبق برآوردهایمان، شانس موفقیت در آمریکا پایین بود.  اولین نانوماهواره گام‌اسپیس در سال 2013 و با استفاده از تکنولوژی فرکانس رادیویی فرستاده شد تا بقایای هواپیمایی را که در سال 2009 در مسیر ریو دو ژانیرو به پاریس سقوط کرده بود، پیدا کند. یک فرستنده خودکار رادیویی در این ماهواره کار گذاشته شد تا موقعیت هواپیمای سقوط کرده را پیدا کند. این رویکرد در مورد هواپیمای مالزی که در سال 2014 در اقیانوس آرام گم شد، تکرار شد.  توسعه اخیر نانوماهواره‌های گام‌اسپیس، اعتبار این شرکت را نزد آژانس فضایی اروپا و دولت دانمارک به شدت بالا برده است. باس می‌گوید: «وقتی اتفاق‌های مشابهی مثل دستاوردهای فضایی چین در دنیا رخ می‌دهد، دولت نظر ما را جویا می‌شود. این یعنی برای جذب مهندس‌های نخبه در شرکت ما مشکلی وجود ندارد. در گذشته، اگر کسی در دانمارک به کار در مورد فضا علاقه‌مند بود، مجبور بود به آمریکا مهاجرت کند

باس توضیح می‌دهد که برای راه‌اندازی فرکانس رادیویی ماهواره‌ای مسائل زیادی باید مد نظر قرار بگیرد. او می‌گوید: «نمی‌توانید ناگهان تصمیم به شروع چنین کاری بگیرید، چون قوانین داخلی و بین‌المللی زیادی در این رابطه وجود دارد

نانوماهواره‌ها هم شرایط خاص خودشان را دارند. مثلا کاربرد مفید آنها در فضا معمولا تا شش سال است و تا وقتی ماهواره‌های قدیمی از رده خارج نشوند، مدل‌های جدیدتر را نمی‌توان بیمه کرد. این موضوع مساله زباله‌های فضایی را پیش می‌کشد که از نظر باس می‌توان آن را به آلودگی‌های دریا و اقیانوس تشبیه کرد. «سی سال پیش همه در مورد افزایش زباله‌ها در اقیانوس صحبت می‌کردند. در آن زمان هنوز مشکل حاد نبود. حالا این مشکل حاد شده و به سختی می‌توان کاری درباره آن انجام داد. در مورد فضا هم همین‌طور است. در فضا جای خالی زیاد است، اما اگر فرستادن هر چیزی به آنجا ادامه پیدا کند، ظرف 40 تا 50 سال آینده، این موضوع به مساله‌ای حل نشدنی تبدیل می‌شود. بسیار مهم است که قانون‌گذاران همین حالا کاری در این مورد انجام دهند.»باس 62 ساله حالا به سن بازنشستگی رسیده است. اما چشم‌اندازهای تجاری فضا او را به وجد می‌آورد و می‌گوید که فعلا هیچ قصدی برای بازنشستگی ندارد و ترجیح می‌دهد بقیه زندگی را هم در  این کار بگذراند.

  منبعLondon Business School : 


ارائه با پاورپوینت ممنوع!

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
شنبه 15 تیر 1398-01:35 ب.ظ

هرگاه جف بزوس در یکی از مراکز تکمیل کار آمازون یا دفاتر مرکزی خودش در سیاتل پرسه می‌زد، دنبال یک نقص می‌گشت؛ اشتباه‌هایی که ممکن بود در سیستم‌های شرکت یا حتی فرهنگ شرکتی رخ داده باشد. به‌عنوان مثال، صبح یکی از روزهای معمولی سال2003  بزوس وارد یکی از اتاق‌های کنفرانس شد و متحیر ماند. در گوشه‌ای از اتاق، تلویزیون جدیدی روی دیوار نصب شده بود تا ارائه‌های ویدئویی برای کارکنان را نشان دهد. وجود یک تلویزیون در اتاق کنفرانس به خودی خود موضوعی جنجالی نیست، اما چنین چیزی به مذاق بزوس خوش نیامد.

نصب چیزهایی که بزوس اطلاعی از آنها نداشت یا اجازه‌اش را نداده بود، هم برای برقراری ارتباطات درون‌‌شرکتی نامناسب بود و هم هزینه اضافی برای شرکت می‌تراشید. او به این موضوع اعتراض کرد و همه تلویزیون‌های جدیدی که در اتاق‌های کنفرانس نصب شده بودند، فورا جمع‌آوری شدند. اما به گفته مت ویلیامز، یکی از مدیران قدیمی آمازون، پایه‌های فلزی که تلویزیون‌ها روی آنها نصب شده بودند، تا سال‌ها باقی ماند. مثل فرمانده‌ای که سرهای جدا شده از بدن دشمنان را تا مدت‌ها از دروازه شهر آویزان می‌کند، او از این پایه‌های باقی مانده روی دیوار به‌عنوان نماد و درس عبرت استفاده می‌کرد تا کارکنان بدانند نباید چه رفتارهایی داشته باشند. حدودا همان زمانی که او تلویزیون‌ها را از روی دیوار جمع می‌کرد، دو تغییر اساسی در فرهنگ شرکت ایجاد کرد. او که در تلاش بود زمانش را بهتر مدیریت کند، دستور داد دیگر جلسات تک‌نفره رو در رو با زیردستانش نخواهد داشت. در این جلسات، به جای اینکه توفان فکری صورت بگیرد و مشکلی حل شود، مسائل پیش پا افتاده یا تعارضات سیاسی مطرح می‌شد. حتی امروز هم به ندرت پیش می‌آید که بزوس جلسه‌ای فردی با همکارانش داشته باشد.

تغییر دیگری که صورت گرفت هم عجیب و شاید در تاریخ شرکتی منحصر به فرد بود. تا آن زمان، کارکنان آمازون از برنامه‌های پاورپوینت و اکسل مایکروسافت برای ارائه ایده‌های خود در جلسات استفاده می‌کردند. بزوس معتقد بود این روش فکرهای تنبل را پشت خودش پنهان می‌کند. دایره‌های سیاهی که مطالب را به‌صورت نکته‌وار نشان می‌دهند، باعث می‌شوند فرد نتواند افکار خودش را به‌طور کامل بیان کند. در نتیجه، بزوس اعلام کرد کارکنان دیگر نباید از این ابزارها استفاده کنند و باید ارائه‌های خودشان را به‌صورت تشریحی بنویسند. تیم ارشد آمازون سعی کرد بزوس را در مورد استفاده از پاورپوینت قانع کند، اما موفق نشد. او می‌خواست افراد عمیق فکر کنند و افکارشان را با قدرت بیان کنند. مدتی طول کشید تا این موضوع جا بیفتد.

 

جلسات دیگر این‌طور شروع نمی‌شد که مثل قبل شخصی بایستد و فرمانده جلسه باشد. بلکه هر کس همان‌طور که سر جای خود نشسته بود، به آرامی توضیحاتی را که آماده کرده بود، به مدت ?? دقیقه یا کمی طولانی‌تر می‌خواند. در ابتدا، هیچ محدودیتی در تعداد صفحات ارائه وجود نداشت که این موضوع دردسر ایجاد کرد و بعد از چند هفته یک حکم مکمل آمد: محدودیت شش صفحه‌ای برای مشروح ارائه‌ها. فرمت جدید مورد استقبال همه نبود. خیلی از کارکنان احساس می‌کردند این سیستم قرار است به نویسندگان خوب پاداش بدهد و اپراتورهای کارآمد و کسانی که تفکرات نوآورانه دارند، دستشان خالی می‌ماند. مهندس‌ها به‌طور خاص ناراضی بودند، چون ناگهان در وضعیتی قرار گرفته بودند که باید مثل دوران دبیرستان انشا می‌نوشتند.

منطق یا بی‌رحمی؟

استیو جابز به شفاف بودن دیدگاه‌هایش در مورد آنچه مشتری نیاز دارد شهره بود، اما همه می‌دانستند که در ارتباط با همکارانش نوسانات زیادی دارد. بنیان‌گذار اپل، گاهی کارکنان را در داخل آسانسور اخراج می‌کرد و بر سر مدیرانی که عملکردشان راضی‌کننده نبود، فریاد می‌کشید. شاید رشد سریع کسب‌وکارهای تکنولوژی منجر به بروز چنین رفتاری می‌شود، چون این خشونت در بیشتر مدیران عامل این حوزه دیده می‌شود. بیل گیتس دچار عصبانیت‌های آنی و غیرمنطقی می‌شد. استیو بالمر که جانشین او در مایکروسافت بود، عادت داشت صندلی پرت کند. اندی گرو که مدت‌ها مدیر عامل شرکت اینتل بود، به بداخلاقی و تشر زدن مشهور بود، به‌طوری که یکی از زیردستانش در طول یک جلسه بررسی عملکرد، از حال رفته بود.

جف بزوس هم کاملا با این روحیات همخوانی دارد. جسارت و بی‌باکی او بر دیگر ایده‌آل‌های مرسوم رهبری سازمانی همچون توافق آرا و ترویج ادب و نزاکت، غلبه دارد. با اینکه بزوس در جمع جذاب است و روحیه طنز دارد، اما در خلوت، رفتارهای بسیار تندی با کارمندان نشان می‌دهد. اگر کارمندی پاسخ درست ندهد، یا سعی کند جواب درست را بپیچاند، یا کار یکی دیگر را توجیه کند، یا در جوابش نوعی ابهام و سستی وجود داشته باشد، رگ پیشانی بزوس باد می‌کند و از کوره درمی‌رود. او در این مواقع اغراق و بی‌رحمی را با هم دارد و طی سال‌ها کارمندان را به بدترین شکل توبیخ کرده است. برخی از معروف‌ترین جمله‌های سرزنش‌آمیز بزوس که توسط قدیمی‌های آمازون جمع‌آوری شده، عبارتند از:

اگر این طرح ما است، من دوستش ندارم.

متاسفم، فکر می‌کنی امروز قرص‌های حماقتم را خوردم؟

 

لازم است بروم و مدرکی بیاورم که به شما نشان بدهد من مدیر عامل شرکت هستم تا بس کنی و دیگر من را در مورد این موضوع به چالش نکشی؟

داری تلاش می‌کنی چیزی را تایید ‌کنی که هیچ ربطی به آن نداری؟

تنبل هستی یا شایستگی لازم را نداری؟

اگر یک بار دیگر این ایده را بشنوم، خودم را می‌کشم.

تعجب می‌کنی از اینکه جواب این سوال را نمی‌دانی؟

برخی کارکنان آمازون در حال حاضر این نظریه را قبول دارند که بزوس هم مثل استیو جابز، بیل گیتس و لری الیسون، فارغ از حس همدلی است و به همین دلیل با کارکنان خودش مثل منابعی مصرف‌شدنی رفتار می‌کند، بدون اینکه نقش آنها را در شرکت در نظر بگیرد .

the everything store منبع: کتاب   




خواندن خصوصیات ظاهری و زبان بدن

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
سه شنبه 17 اردیبهشت 1398-10:09 ق.ظ

خواندن خصوصیات ظاهری و زبان بدن

بیشتر ما پیش از هر چیزی به خصوصیات ظاهری و زبان بدن افراد توجه می کنیم.
فریبنده است که طرز موی یک فرد یا دست دادن ضعیف او را بهانه ای برای شناسایی شخصیت او قرار دهیم.
این کار به ندرت قابل انجام است.
اگر شناختن افراد به این اسانی بود شما می توانستید یک کتاب را با خود حمل کرده و در عرض چند دقیقه از طریق ان افراد را بشناسید و شخصیت انان را بفهمید.
خصوصیات ظاهری و زبان بدن می توانند اطلاعات زیادی بدهند
اما باید با خصوصیات دیگر در مقالات این وبسایت همخوانی داشته باشد،
اما برای شروع این دو مواردی خوب هستند.
نمی توان همه حرکات بدن افراد و خصوصیات ظاهری انان را لیست کرد.
شما می توانید با خواندن بقیه  مقالات این وبسایت به تحلیل بهتری از این خصوصیات برسید
و این اطلاعات در ان موقع به شما کمک بیشتری خواهد کرد.
از انجایی که تقریبا همه جنبه های فیزیکی و زبان بدن افراد می توانند معانی مختلفی را بدهند مهم ترین چیز ان است که مهم ترین خصوصیات ظاهری و زبان بدن یک فرد را تشخیص دهیم که دارای محدوده گسترده ای از معانی است
و یادبگیریم که بیشتر به دنبال چه نشانه هایی از خصوصیات و احساسات او از دیگر منابع بگردیم.
همواره مرز مشخصی میان خصوصیات ظاهری و زبان بدن وجود ندارد.
شما ممکن است یه یک زن نگاه کنید و از حالت چشمان او ، رنگ انها ، نوع ارایش او و چین و چروک چشمان او نتوانید بفهمید که ایا نوع نگاه او مهربانانه است یا خیر.
ارایش به طور واضح مربوط به ظاهر است اما نگاه موذی یا نگاه مهربان چطور؟
تماس چشم به طور قطع مربوط به فهرست زبان بدن می باشد.
اما نوع نگاه می تواند در هر دو فهرست ظاهر و زبان بدن قرار گیرد.
اگر چه خصوصیات ظاهری و زبان بدن می توانند همدیگر را همپوشانی کنند اما معمولا اطلاعات زیادی را درباره شخصیت افراد اشکار می کنند.
ما می توانیم اگاهانه اراستگی خود را انتخاب کنیم و تا حدی نیز می توانیم شکل نمایشی بدن خود را تعیین کنیم.
اگر چه بیشتر زبان بدنمان خارج از کنترل ما می باشد.
همه خصوصیات ظاهری انتخاب شده توسط افراد مانند طرز شانه کردن مو همه انتخاب هایی اگاهانه هستند که نشان می دهد یک فرد دوست دارد چگونه توسط جهان بیرونی دیده شود.
حتی خصوصیات غیر ظاهری نیز می توانند تغییر کنند.
مرد قد کوتاه ممکن است کلاه و کفش پاشنه بلند بپوشد و یا یک خانم قد بلند کمی خم شود.
جواهرات و وسایل یک نفر می تواند نشان دهنده مذهب، مدرسه، میزان ثروت، سرگرمی ها ،ذائقه و چیزهای دیگر یک فرد باشد.
لباس یک فرد می توان نشان دهنده نوع سبک زندگی و سیستم ارزشی افراد باشد برای مثال این که فرد کاری است یا گزافه گو؟
عادات نظافت افراد نیز می تواند جنبه های مهمی از او را نشان دهد.
اما گاهی اوقات حتی خواندن همه این موارد با هم تنها باورها، ارزش ها و تصویری را نشان می دهد که خود فرد اگاهانه می خواهد تا ان بخش مشخص دیده شود.
از ان سو زبان بدن ،اطلاعات اساسی تری را فراهم می کند.
افراد کمی هستند که از واکنش های جسمانی خود نسبت به جهان اطراف با خبر باشند
و افراد کمتری هستند که می توانند انها را کنترل کنند.
ادب و وقار ممکن است اگاهانه فرا گرفته شوند اما حالات ظاهری، حرکت چشم ها، حالت قرار گرفتن پاها و ضربات عصبی به سختی قابل جلوگیری هستند.
من به اندازه کافی افرادی را در جایگاه شاهد دیده ام و دریافته ام که تقریبا محال است بتوان زبان بدن را کنترل کرد حتی اگر سرنوشت یک فرد بستگی به ان داشته باشد.
زبان بدن خصوصیات و احساسات درونی تری مانند ترس، عدالت، ناامیدی، لذت، عصبیت و چیزهای دیگر را بروز می دهند که برای حالات ظاهری اشکار نیست.
اگر چه خصوصیات ظاهری و زبان بدن اطلاعات متفاوتی را فراهم می کنند اما از لحاظ علمی اهمیت هر دو به یک اندازه است.
گاهی هر دوی انها به یک سمت اشاره می کنند و گاهی جهات انها بر خلاف هم است. مهم ترین چیز اینست که چشمان وذهن خود را باز نگه دارید.




کلمات جادویی که مشتریان شما مشتاق شنیدن آن‌ها هستند!

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
سه شنبه 1 آبان 1397-07:27 ق.ظ

کلمات جادویی که مشتریان شما مشتاق شنیدن آن‌ها هستند!
مشخص کردن اصول راهبردی برای خدمات مشتریان موضوعی بسیار خوب و مناسب است، اما شما باید با رفتار و کردار خودتان در برخورد با مشتری این اصول راهبردی را در عمل نشان دهید. همواره تعدادی کلمات جادویی وجود دارند که مشتریان شما خواهان شنیدن آنها از شما و کارکنان شما هستند. پس حتما توجه کنید که کارکنان شما اهمیت استفاده از این کلمات کلیدی را بخوبی درک کرده باشند:

چطور می تونم کمکتون کنم؟

مشتریان همواره در پی کسب فرصتی برای توضیح نیاز و خواسته خودشان هستند. در بسیاری از مواقع دیده شده که صاحبان کسب و کار و یا فروشندگان مسئولیتی برای حدس زدن نیاز مشتریان بجای گوش دادن به تقاضای آنها احساس می کنند. با پرسیدن چگونگی کمک کردن خودتان به مشتری در واقع آغاز گر گفتگویی با لحن و دید مثبت هستید و همچنین با بکار بردن یک سوال که پاسخ آن به عهده مشتری است، در حقیقت وی را به ادامه دادن این صحبت دعوت کرده اید.

من می تونم این مشکل و حل کنم!

اکثر مشتریان، خصوصا مشتریان حوزه محصولات و خدمات صنعتی، در پی خرید راه حل هستند. آنها از دریافت کردن پاسخ مستقیم به زبانی ساده و قابل فهم برای آنها قدردانی می کنند.

اطلاعی ندارم، اما می پرسم و خدمتتون می گم!

زمانی که در برابر یک سوال واقعاً سخت قرار می گیرید که پاسخ گویی به آن نیازمند پرس و جو و تحقیق از طرف شماست، این عدم داشتن اطلاعات را بپذیرید. موارد اندکی وجود دارد که موجب از بین رفتن اعتبار شما بسیار سریعتر از سعی و تلاش برای پاسخ گویی به سوالی می شوند که از تمام زوایای آن بطور کامل اطلاع ندارید. یک پاسخ صادقانه موجب افزایش راستی و درستی و اعتماد مشتری به شما می شود.

من مسئولیتش و قبول می کنم!

به مشتری خود بگوئید که شما متوجه هستید که کسب رضایت مشتری از این معامله بر عهده شماست. به او اطمینان دهید که بخوبی از انتظار وی آگاه هستید و محصول یا خدمات مورد نظر را بر اساس قیمت توافق شده به وی تحویل می دهید. هیچگونه هزینه غیر منتظره یا تعویضی به منظور حل مشکل در میان نخواهد بود.

هر اطلاعاتی بدست بیارم، بهتون خبر میدم!

حتی اگر کسب و کار شما بصورت فروش عمده و بدون حمل محصول برای مشتری باشد، ممکن است باز هم هماهنگی و برنامه ریزی بخش هایی از کار بر عهده شما باشد. به مشتریان خود اطمینان دهید که اطلاعات لازم و مرتبط با هر یک از این بخش ها در زمان لازم در اختیار آنها قرار می گیرد. هر قدر فاصله زمانی بین سفارش و تحویل محصول بیشتر باشد، اهمیت این بخش هم افزایش پیدا می کند. فروشندگانی که مشتریان عموما به آنها بیشتر اعتماد می کنند، آنهایی هستند که همواره مشتریان خود را از این فرایند مطلع می سازند، خواه اخبار بدی در دست باشد یا اخبار خوب و امیدوار کننده! و حتما اطمینان دهید که هر موضوع جدیدی را انتقال می دهید.

به موقع به دستتون می رسونم!

یک زمان مقرر که بر سر آن توافقی صورت گرفته، قولی است که عمل کردن به آن ضرورت دارد.

مطمئن باشید همون چیزی میشه که سفارش دادید!

محصول نهایی مشابه یا حتی بهتر از چیزی که سفارش داده شده، نباید باشد. باید دقیقا عین سفارش را تحویل دهید، حتی اگر تصور می کنید یک محصول جایگزین چیزی است که بیشتر جلب توجه مشتری شما را می کند، در حقیقت این چیزی است که باید بر سر آن بحث شود، نه اینکه خودتان بطور یکطرفه اقدام به تصمیم گیری کنید.

کار و کامل انجام می دم!

به مشتری اطمینان دهید که کار تکمیل شده تحویل می شود و نیازی به انتظار برای دریافت بخش آخر یا فاز آخر کار نیست. هرگز نگوئید حتما سفارش شما را در تاریخ فلان تحویل می دهم مگر اینکه . . . ”

از کار کردن با شما خوشحالم!

این معنای بسیار وسیع تری از بیان “ممنون از سفارش شما” در خود نهفته دارد. قدردانی و تقدیر واقعی شامل تماس تلفنی جهت پیگیری، پیشنهاد پاسخ گویی به سوالات، کسب اطمینان از کارکرد راضی کننده تمامی بخش ها و دریافت تصدیق مبنی بر رفع مشکل پیش آمده می باشد.

عدم توجه به هر یک از این موارد ایجاد کننده این تصور است که شما تنها تا زمانی به ارتباط با آن شخص علاقمند بودید که خرید انجام شده و نهایی شود. این رفتار باعث می شود که خریدار احساسی ناشی از اغفال و سوء استفاده شدن از خودش را داشته باشد نشان دهنده میل و اراده نادرست شما بوده و در عمل یک تبلیغ منفی برای شرکت شما در نظر گرفته می شود. رفتار خالصانه نشان می دهد که مشتریان برای شما اهمیت دارند و منجر به پیشنهاد های بعدی و . . . و تکرار خرید می شود.

 

دكتر سید محسن علیزاده طباطبایی_مدرس اصول و فنون مذاكره_مدرس و مشاور مدیریت استراتژیك

 




9 اصل مذاکره و ترفند های بیان

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
دوشنبه 30 مهر 1397-07:41 ق.ظ

اصل مذاکره و چگونه خوب حرف بزنیم؟
1.
زیاد سوال کردن
اگر بیش از حد سوال کنید، مکالمه شکل بازجویی به خود می‌گیرد. یا ممکن است اینطور به نظر برسد که شما چیز زیادی برای درمیان گذاشتن با طرف صحبتتان ندارید. بهتر است سوالاتتان را با چند جمله توضیحی مخلوط کنید. با ادامه یافتن مکالمه و پیش رفتن آن می‌توانید سوالات را نادیده گرفته و بگویید.

آره، خیلی خوبه که آدم آخر هفته با دوستاش یه جا بره و خوب استراحت کنه. ما هم شاید این آخر هفته با بچه‌ها رفتین پارک و گلف بازی کردیم.
چه خوب، ما هم ماه پیش با قایق یکی از دوستام رفتیم ماهیگیری. از این طعمه های ساکامورا برده بودیم. واقعاً طعمه های خوبی بودند.
و از همین جا مکالمه تان گسترش پیدا میکند و موضوعات دیگری مثل گلف، مزیت یا عیب انواع مختلف طعمه یا نوشیدنی مورد علاقه‌تان وارد بحث می شود.

2.
سکوت ناخوشایند
در مکالمه با کسی که تازه با او ملاقات کرده‌اید یا وقتی موضوعات همیشگی تمام شده باشد، سکوت بدی حکمفرما می‌شود. یا ممکن است از اینکه نمی‌دانید این سکوت چه دلیلی می‌تواند داشته باشد، عصبی شوید.
هیچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشوید. وقتی در مکالمه‌ای موضوع کم آوردید، می‌توانید در مورد اخبار روز صحبت کنید.
می‌توانید در مورد اتفاقاتی که در مهمانی که در آن هستید، نظر بدهید. مطمئناً همیشه در اطرافتان موضوعی برای صحبت کردن درمورد آن هست.
وقتی فرد جدیدی را ملاقات می‌کنید، یکی از بهترین روش‌هایی که می‌توانید با کمک آن از سرد شدن مکالمه جلوگیری کنید این است که احساس خودتان را وقتی با یکی از بهترین دوستانتان ملاقات می‌کنید، به خاطر آورید و تصور کنید که این فرد جدید هم یکی از بهترین دوستان شماست. البته حواستان باشد که زیاده‌روی نکنید چون ممکن است این فرد جدید علاقه نداشته باشد که در همان برخورد اول در آغوشش بگیرید و ماچ و بوسه‌اش کنید. درعوض با لبخند و رفتاری دوستانه و گرم با او برخورد کنید.

3.
طریقه بیان نامناسب
یکی از مهمترین مسائل در مکالمه این نیست که چه می‌گویید، این است که چطور آن حرف را بر زبان می‌آورید. تغییر در این رفتارها تفاوت عمده‌ای ایجاد می‌کند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمی از مکالمه را تشکیل می‌دهد.
کمی آرامتر. وقتی از چیزی هیجان زده می‌شوید، معمولاً حرف زدنتان تندتر و تندتر می‌شود. سعی کنید کمی آرامتر شوید. به این طریق، گوش دادن برای مخاطبتان آسانتر شده و راحت‌تر صحبت‌هایتان را متوجه می‌شوند.
صدایتان را بالا ببرید. نترسید و آنقدر بلند حرف بزنید که طرف مقابلتان بتواند به راحتی حرف‌های شما را بشنود
روشن و واضح حرف بزنید. زیر لب من من نکنید.
با احساس صحبت کنید. اگر با لحنی یکنواخت حرف بزنید کسی علاقه‌ای به دنبال کردن حرف شما را نخواهد داشت. طوری صحبت بکنید که احساستان در صدایتان منعکس شود.
بین صحبت هایتان مکث کنید. اینکار باعث می‌شود مخاطب دقیقتر به صحبت‌هایتان گوش دهد.
موقع حرف زدن کمی به سمت طرف مقابلتان خم شوید. اینکار تاثیر حرف‌هایتان را بیشتر می‌کند اما دقت کنید که در اینکار نیز اغراق نکنید

4.
پریدن وسط حرف دیگران
همه کسانی که در یک مکالمه شرکت می‌کنند باید به یک میزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هیچ عنوان وسط صحبت کسی، حرف او را قطع نکنید تا توجه مخاطبین را به خود جلب کنید. باید بتوانید بین حرف زدن و گوش کردن خود توازن ایجاد کنید.

5.
همیشه حق با شما باشد
به هیچ وجه سعی نکنید همیشه و در مورد هر موضوعی حق را به جانب خودتان بدانید. معمولاً مکالمات واقعاً یک بحث نیست و بهتر است اجازه بدهید حال و هوای خوب و دوستانه‌ای در آن جریان داشته باشد. اگر قرار باشد که در همه بحث‌ها شما برنده باشید، کسی چندان خوشحال نخواهد شد. پس به جای اینکار کمی عقب بنشینید، و تلاش کنید تا حال و هوای خوبی در گفتگویتان جریان یابد.

6.
صحبت کردن درمورد یک موضوع عجیب یا منفی
اگر در یک مهمانی یا جایی هستید که با کسی تازه روبه رو شده اید، بهتر است از پیش کشیدن بعضی موضوعات خودداری کنید. صحبت کردن درمورد وضعیت بد سلامتیتان یا رابطه بدتان با کسی، شغل بد و رئیس بداخلاقتان، قتل‌های زنجیره ای، زبان خاصی که فقط شما و یک نفر دیگر از آن سر در می آورد، یا هر چیز دیگری که انرژی مثبت جو را از بین می‌برد، موضوعاتی هستند که باید از آن‌ها اجتناب کنید. همچنین بهتر است حرف زدن درمورد سیاست و مذهب را هم برای گفتگوهای دوستانه‌تان بگذارید.

7.
خسته کننده بودن
بدون توجه به اطرافتان، ?? دقیقه بی‌وقفه حرف زدن در مورد ماشین جدیدتان اصلاً خوشایند به نظر نمی‌رسد. وقتی می‌بینید که مخاطبینتان کم کم حوصله‌شان سر می‌رود، باید آماده باشید که سریع موضوع را عوض کنید.
یک راه خوب برای اینکه همیشه موضوعاتی جالب برای صحبت کردن درمورد آن با دیگران داشته باشید، این است که زندگی جالب داشته باشید و روی مسائل مثبت زندگی متمرکز شوید. شروع نکنید درمورد شغلتان یا رئیستان غرغر کنید، هیچکس دوست ندارد این چیزها را بشنود. درعوض، درمورد آخرین مسافرتتان، یک خاطره جالب که یک روز موقع خرید برایتان اتفاق افتاده است، برنامه‌هایتان برای عیدی که در پیش است یا هر چیز جالب و بامزه صحبت کنید .
کاری که باید بکنید این است که طوری رفتار کنید که دیگران مجذوبتان شوند. با این روش خیلی راحت می‌توانید دوست پیدا کنید.
پس به جای اینکه در مکالمه‌تان با دیگران فقط به یک موضوع بچسبید و مدام تکرارش کنید، افق موضوعاتتان را کمی وسیع‌تر کنید و در مورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو کنید.

8.
متقابل رفتار نکردن
هر چه فکر می‌کنید را به زبان بیاورید و احساساتتان را مطرح کنید. وقتی کسی تجربه‌ای را با کسی درمیان می‌گذارد، شما هم باید در عوض یکی از تحربیات خودتان را با او شریک شوید. فقط روبه‌روی مخاطبتان نایستید و سرتان را تکان دهید یا جواب‌های کوتاه بدهید. وقتی کسی در مکالمه‌ای از خود مایه می‌گذارد، حتماً دوست دارد شما هم متقابلاً همین کار را بکنید.اینجا هم مثل سایر موقعیت‌های زندگی نمی‌توانید بایستید تا دیگران قدم اول را بردارند. اگر لازم بود، شما نفر اول باشید و حرف‌هایتان را با طرف مقابلتان در میان بگذارید.

9.
حرفی برای گفتن نداشتن
ممکن است احساس کنید که حرف زیادی برای گفتن ندارید. اما باید سعی کنید. خوب به حرف‌های طرف مقابل گوش کنید و به حرف‌هایی که می‌زند علاقه‌مند باشید. سوال کنید و جواب‌های مربوط و مناسب بدهید.
چشم‌هایتان را هم باز کنید. از مهارت‌های بیناییتان استفاده کرده و موضوعات جالبی را در اطرافتان برای حرف زدن پیدا کنید. هر روز روزنامه بخوانید و موضوعات جالب و مفید برای حرف زدن پیدا کنید.
روی زبان بدنتان و نحوه حرف زدنتان کار کنید و مهارت‌های محاوره‌ای خود را ارتقاء دهید.

آسان بگیرید. لازم نیست همه این کارها را یکجا یاد بگیرید و انجام دهید. اگر بخواهید همه این روش‌ها را یکدفعه استفاده کنید، مطمئناً گیج می‌شوید. دو سه مورد از این مهارت‌ها را انتخاب کرده و هر بار در مکالماتتان استفاده کنید. خیلی زود خواهید دید که به طور اتوماتیک و ناخودآگاه همه این رفتارها و مهارت‌ها را در مکالماتتان استفاده می‌کنید.

 

دكتر سید محسن علیزاده طباطبایی_مدرس اصول و فنون مذاكره_مدرس و مشاور مدیریت استراتژیك

 




7 استراتژی مدیریتی

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
یکشنبه 29 مهر 1397-07:40 ق.ظ

  هفت اشتباه مدیریتی مدیران تازه کار
اغلب کسانی که به تازگی به جرگه مدیریت پیوسته‌اند خواسته یا ناخواسته مرتکب اشتباهاتی می‌شوند که می‌تواند برای آنها خطرناک و زیانبار باشد. در برخی موارد، مدیران از این اشتباهات مطلع می‌شوند و سعی می‌کنند تا آنها را تکرار نکنند اما گاهی اوقات اشتباهاتی از مدیران کم تجربه سر می‌زند که نادرست به نظر نمی‌رسند و همین‌ها هستند که می‌توانند عمر مدیریتی یک مدیر را کوتاه کرده و عملکرد او را زیر سوال ببرند. به همین دلیل هم هست که آگاهی یافتن از این اشتباهات مدیریتی می‌تواند برای هر مدیر تازه‌کاری مفید و حیاتی باشد. در ادامه به هفت مورد از مهم‌ترین اشتباهات پنهان و ناملموس مدیریتی اشاره خواهد شد.
هفت اشتباه مدیریتی مدیران تازه کار
 
شما به کارکنان‌تان گوش می‌کنید اما به آنها توجه کافی ندارید

در اغلب موارد کارکنان در انتقال پیام و منظورشان به مدیر مافوق‌شان به ابزاری غیر از کلمات و گفتار متوسل می‌شوند و زبان بدن‌شان گویای بسیاری از ناگفتنی‌هاست. متاسفانه اغلب مدیران تازه کار به دلایل مختلف تنها به گوش کردن به صحبت‌های کارکنان بسنده می‌کنند و در نتیجه به افراد نگاه نمی‌کنند و حرکات شان را زیرنظر ندارند در حالی که توجه به حالت چهره و حرکات بدن افراد می‌تواند به مدیر اطلاعات کاملی در مورد افرادی که با آنها سر و کار دارد هدیه دهد.
 
شما وانمود می‌کنید که تجربه زیادی در زمینه مدیریت دارید

بسیاری از مدیران جوان و کم تجربه سعی می‌کنند تا به کارکنان شان ثابت کنند باتجربه و جا افتاده هستند. این وانمود کردن و نقش بازی کردن دیر یا زود افشا خواهد شد و همین مساله اعتماد کارکنان نسبت به مدیر گزافه‌گو را سلب خواهد کرد. پس اگر برای اولین بار به‌عنوان مدیر کارتان را شروع کرده‌اید با شجاعت و جسارت به این موضوع اشاره کنید و برای کمک گرفتن از دیگران برای پیشبرد اهداف و امور هیچ تردید و تعارفی به خرج ندهید.
 
شما خودتان را درگیر مسائل جزئی و تصمیم‌گیری‌های پیش‌پا افتاده می‌کنید

 
تجربه نشان داده که بین واگذار کردن امور به افراد و دخالت مدیر در تصمیم‌گیری‌های جزئی کارکنان فرقی اساسی است. یک رئیس خوب کسی است که به کارکنانش این امکان را می‌دهد تا زمانی که به کمک فکری او نیاز دارند به او مراجعه کنند و از او کمک بخواهند و پس از آن هر طور که خودشان صلاح می‌دانند عمل کنند. یک مدیر خوب سعی می‌کند همیشه یک فضای مناسب برای تصمیم‌گیری و عمل کردن برای کارکنانش ایجاد کند تا کارکنان احساس اطاعت و فرمانبرداری محض نداشته باشند. چنین اختیار عملی می‌تواند به ارتقای کیفیت محیط کار و علاقه‌مندتر شدن افراد به کارشان کمک زیادی کند. بنابراین اگر می‌خواهید در دام مدیریت خرد نیفتید لازم است در جلسات متعدد روی ترسیم خطوط راهنما و بیان اهداف کلی و نقشه راه سازمان تمرکز کنید و تصمیم‌گیری درباره سایر موارد را به کارکنان‌تان واگذار کنید.
 
شما از ترسیم تصویر بزرگ و اهداف بزرگ و بلندمدت غفلت می‌کنید

 
خیلی از مدیران آن‌قدر خود و کارکنان شان را در کارهای روزمره و خرد غرق می‌کنند که در نتیجه از ترسیم تصویری بزرگ و بلندنظرانه از کارها عاجز می‌مانند. شما به‌عنوان مدیر یک مجموعه باید بدانید که وظیفه یک مدیر فقط پیشبرد اهداف خرد و برداشتن گام‌های کوچک به جلو نیست، بلکه باید برای ترسیم اهداف بزرگ و بلندمدت و یادآوری آنها به همه کارکنان پیشقدم شد و اقدامات هر کدام از بخش‌های یک سازمان را با اهداف و کارکردهای سایر بخش‌ها هماهنگ و همراه ساخت و از این طریق است که کارکنان و اعضای هر کدام از تیم‌های کاری تحت رهبری یک مدیر می‌فهمند که کاری که انجام می‌دهند و موفقیت‌هایی که کسب می‌کنند چه تاثیر بسزایی بر موفقیت و پیشبرد اهداف سایر بخش‌ها و تیم‌های کاری دارد و این چنین است که آنها به سمت اتخاذ تصمیمات درست تر و ارائه عملکرد بهتر خیز برمی‌دارند.
 
شما به هر پروژه و هر پیشنهادی جواب مثبت می‌دهید

مدیران تازه کار باید بدانند که قرار نیست به هر پیشنهادی که از مقام‌های مافوق به آنها می‌شود جواب مثبت بدهند و اجازه مخالفت کردن نداشته باشند. آنها باید بدانند که درگیر شدن با فعالیت‌ها و پروژه‌های متعدد به شدت از کارآیی آنها و افراد تحت امرشان خواهد کاست و اینکه به بعضی پیشنهادها و خواسته‌ها باید جواب رد داد. این جواب‌های منفی اگر با استدلال قوی و درست همراه باشد نه تنها موقعیت یک مدیر را متزلزل نخواهد ساخت بلکه باعث می‌شود، تا تمرکز او و کارکنانش روی پروژه‌های مهم و کلیدی افزایش یابد و بر بهره‌وری شان افزوده شود. بنابراین اگر مقام مافوق‌تان از شما خواست تا کاری را انجام دهید که مطمئن هستید اشتباه است و برای مجموعه شما زیانبار است، سعی کنید با پرسیدن سوالات هدفمند و ارائه استدلال‌های محکم و برشمردن نقاط ضعف آن اقدام از انجام آن شانه خالی کنید.
 
شما فقط به مدیریت زیردستان تان می‌پردازید

گاهی اوقات مدیران تازه کار آنقدر خود را غرق در رسیدگی به امور مربوط به زیردستان‌شان می‌کنند که برقراری ارتباط با مافوق‌ها و تحکیم این روابط را به فراموشی می‌سپارند در حالی که هر مدیری هر چقدر هم توانمند و کارآمد باشد به ارتباط و تبادلات فکری با مدیران مافوق و روسای خود نیز نیاز دارد و هم باید یاد دهنده باشد و هم یادگیرنده. پس لازم است که مافوق‌های شما هم به خوبی بدانند که نقاط قوت و ضعف شما چیست؛ اینکه چه چیزهایی شما را بر سر ذوق می‌آورد انگیزه کار بیشتر و بهتر را به شما هدیه خواهد داد.
 
شما با همه کارکنان‌تان به یک شکل رفتار می‌کنید

 
واقعیت این است که هر کدام از کارکنان به شکلی خاص و منحصربه‌فرد تشویق و تحریک می‌شوند و نمی‌توان از یک الگوی رفتاری برای همه افراد بهره برد. پس بهتر است پس از شناسایی افرادتان با هر کدام به شکلی مطلوب او برخورد کنید و به آنها واکنش نشان دهید.
استاد علیزاده طباطبایی_مدرس اصول و فنون مذاكره_مدرس و مشاورمدیریت استراتژیك

منبع: forbes




اینترنت اشیا چگونه بر 7 صنعت کلیدی اثرگذار بوده است

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
دوشنبه 23 مهر 1397-07:32 ق.ظ

اینترنت اشیا چگونه بر 7 صنعت کلیدی اثرگذار بوده است
هیچ روش واحدی برای توصیف «اینترنت اشیا» (IoT) وجود ندارد و کاربرد این تکنولوژی متنوع است. اینترنت اشیا در یک بخش با اینترنت اشیا در بخش دیگر فرق دارد. مجله فوربس برای درک بهتر تاثیر اینترنت اشیا بر انواع مختلف صنایع، از 700مدیری که با اجرای برنامه‌های IoT در سازمان‌شان آشنایی داشتند، نظرسنجی کرده است.

نتایج این نظرسنجی نشان داده صنایع خدمات مالی، بهداشت و درمان و تولید صنعتی در تفکر اینترنت اشیا پیشگام هستند و در بسیاری از موارد قابلیت‌های آن را با تجزیه و تحلیل‌های پیشرفته یا هوش مصنوعی ارتباط می‌دهند. نزدیک به 6مدیر از هر 10مدیر در بخش خدمات مالی (?? درصد) گفته‌اند که اقدامات پیشرفته‌ای در این حوزه انجام داده‌اند و این رقم برای سازمان‌های بهداشتی ?? درصد است.  در ادامه توضیح می‌دهیم که مدیران در بخش‌های ارتباطات، انرژی، خدمات مالی، بهداشت، تولید، خرده‌فروشی و حمل‌ونقل چگونه اینترنت اشیا را اهرم پیشرفت کرده‌اند.

ارتباطات:
برای شرکت‌های مخابراتی، انقلاب موبایل تاییدکننده تحول به سوی IoT است. حدود نیمی از شرکت‌های ارتباطات و مخابرات که در نظرسنجی فوربس مورد بررسی قرار گرفتند، یا اینترنت اشیا را در فرآیندهای خود گنجانده‌اند یا در حوزه‌های کلیدی کسب‌وکار از آن استفاده می‌کنند. در شرکت‌های ارتباطات و مخابرات، رایج‌ترین منابع داده IoT عبارتند از: ابزارهای صوتی و گوشی‌های موبایل (?? درصد). رایج‌ترین تلاش‌هایی هم که صورت می‌گیرد، در جهت افزایش بهره‌وری کارکنان است (?? درصد). به علاوه، بیش از یک سوم شرکت‌های ارتباطات در خط مقدم به‌کارگیری رویکردهایی با تجزیه و تحلیل کامپیوتری هستند تا بهتر بتوانند رفتار مشتری و قابلیت سوددهی دارایی‌ها را پیش‌بینی کنند.

انرژی: شرکت‌های انرژی باید عملیات در مناطق دوردست مثل حوزه‌های نفتی و گازی را مدیریت کنند که نیازمند نظارت مداوم است. نزدیک به نیمی از مدیران در بخش انرژی (?? درصد) تصریح کرده‌اند که IoT را در حوزه‌های کسب‌وکار منتخب اجرا کرده‌اند. شرکت‌های انرژی به اینترنت اشیا روی آورده‌اند تا عملکرد دارایی‌ها را مورد نظارت قرار دهند، تجربه مشتریان خود را توسعه دهند و بازدهی کلی را افزایش دهند. حدود یک‌سوم شرکت‌ها (?? درصد) گفته‌اند که از تجزیه و تحلیل بصری درون بنگاه‌های خود استفاده کرده‌اند. به‌عنوان مثال، پهپادهای مجهز به دوربین می‌توانند به شرکت‌ها کمک کنند بر ایمنی میادین و تاسیسات تولید خود نظارت کنند و هر گونه نقص و ناهنجاری را قبل از اینکه به خطر بزرگی تبدیل شود، شناسایی کنند.

خدمات مالی: سازمان‌های خدمات مالی آگاهی امنیتی بالایی دارند و بنابراین بیش از پیش به دوربین‌های به هم متصل و دیگر سنسورهای تصویری وابسته‌اند تا از موفقیت تاسیسات خود اطمینان حاصل کنند. همان‌طور که گفته شد، خدمات مالی پیشتاز استفاده از IoT در دنیا است، به‌طوری که ?? درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی تا حدی قابلیت‌های آن را به‌کار گرفته‌اند. همچنین شرکت‌ها در این بخش پیشتاز استفاده از تجزیه و تحلیل بصری هستند، به‌طوری که ?? درصد آنها گفته‌اند قابلیت‌های استفاده از دوربین و سنسورهای تصویری متصل به هوش مصنوعی و سیستم‌های تحلیلی را توسعه داده و اجرایی کرده‌اند. شرکت‌های مالی اهداف چندگانه‌ای در تلاش‌های IoT خود دارند که مهم‌ترین آنها نیازمند توسعه ارتباط‌پذیری شبکه‌ها (?? درصد) و استفاده از IoT به‌عنوان ابزاری برای امنیت بیشتر است (?? درصد).

بهداشت و درمان: در صنعت بهداشت، در مورد تجربیاتی که مشتریان هم به‌عنوان همراه بیمار و هم در اتاق‌های انتظار و اورژانس به دست می‌آورند، نگرانی وجود دارد. سازمان‌های بهداشتی هم جزو پیشتازان استفاده از IoT هستند. در این صنعت، ابزارهای صوتی و گوشی‌های موبایل ضروری‌ترین ابزارها محسوب می‌شوند، به‌طوری که ?? درصد پاسخ‌دهندگان در این بخش از آنها استفاده می‌کنند. نظارت بر کار کارکنان هم یکی از رایج‌ترین کاربردهای IoT در این صنعت است که در کنار نظارت بر تاسیسات و توسعه تجربیات مشتری قرار می‌گیرد. اکثریت فعالان این صنعت (?? درصد) از تجزیه‌ و تحلیل بصری برای ارتقای سطح خدمات مشتریان و مراقبت از بیماران استفاده می‌کنند.

تولید صنعتی: تولیدکنندگان، بیش از شرکت‌هایی که در صنایع دیگر فعالیت می‌کنند، به ماشین‌آلات سنگین برای تولید محصول نیاز دارند و بنابراین، علاقه زیادی دارند که در مورد عملکرد این ماشین‌ها بدانند. سازمان‌های تولیدی فرصت‌های زیادی پیش روی خود در این زمینه دارند از تصویرسازی کامپیوتری دستگاه‌ها گرفته تا مدیریت و پیگیری حمل کالاها که به سیستم‌های توسعه‌یافته با هوش مصنوعی مرتبط هستند و می‌توانند رویدادها را قبل از آنکه رخ دهند پیش‌بینی و حتی اصلاح کنند. اما داستان فراتر از مدیریت کردن دستگاه‌ها است. به‌طور کلی، تولیدکنندگان در مقایسه با دیگر گروه‌های صنعت، شاهد بیشترین تحولات به واسطه IoT هستند. اکثریت مدیران در شرکت‌های تولیدی (?? درصد) «به شدت موافقند» که اینترنت اشیا درهای جدیدی از کسب‌وکار را برای سازمان‌های آنها باز کرده است. به علاوه، ?? درصد مدیران می‌گویند تلاش‌های IoT آنها باعث شده محصولات و خدمات جدیدی عرضه کنند. اکثریت تولیدکنندگان (?? درصد) گفته‌اند حوزه‌های کسب‌وکار منتخب آنها با IoT پشتیبانی می‌شود یا این تکنولوژی را در سطح گسترده‌ای در سازمان‌های خود به کار گرفته‌اند. همچنین ?? درصد آنها تصریح کرده‌اند که قابلیت‌های تجزیه‌ و تحلیل بصری دارند و این باعث شده به‌صورت آنی دارایی‌ها و محصولات خود را مورد نظارت قرار دهند. گوشی‌های موبایل و سیستم‌های کامپیوتری منابع اصلی داده‌های IoT برای تولیدکنندگان هستند.

خرده‌فروشی: در این صنعت، هر اتفاقی که در کف فروشگاه می‌افتد یعنی رفتار و عکس‌العمل‌های مشتری - باید مورد مطالعه و ارزیابی قرار بگیرد. نیمی از مدیران خرده‌فروشی در نظر سنجی گفته‌اند تلاش‌های قابل‌توجهی در حوزه IoT انجام داده‌اند. بیشتر آنها از تجزیه و تحلیل‌های بصری استفاده می‌کنند تا به درک بهتری از اولویت‌ها و رفتار مشتری برسند. برجسته‌ترین منابع داده IoT در این صنعت عبارتند از سیستم‌های کامپیوتری و سنسورها.

حمل‌ونقل: حمل‌ونقل یعنی حرکت و لجستیک و سیستم‌های IoT نقش مهمی در مدیریت این قابلیت‌ها ایفا می‌کنند. مهم‌ترین موارد استفاده از این تکنولوژی در صنعت حمل‌ونقل به افزایش بهره‌وری، نظارت لجستیکی و مسیریابی مربوط می‌شود.

همان‌طور که این نمونه‌ها نشان می‌دهد هر صنعتی پتانسیل این را دارد که از IoT بهره‌برداری کند. با این حال، به خود مدیران بستگی دارد که پتانسیل این تکنولوژی‌ها را تشخیص دهند و بدانند چگونه به بهترین شکل از آنها در شرکت‌ها و صنایع خود استفاده کنند.

 

منبع: Forbes




تصمیمات حیاتی مدیران شجاع در دوران رکود

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
یکشنبه 22 مهر 1397-07:33 ق.ظ

اصلی مهم با هدف حضور پایدار در دوران رکود بازار
مدیران و رهبران کسب‌و‌کارها
در مواجهه با مصائب و مشکلات حاد تجاری به‌خصوص در زمان بروز رکود تورمی بیش از پیش به تصمیم‌گیری‌های منطقی دور از احساسات رایج در سطح جامعه نیازمندند تا بتوانند با چالش‌های متعدد و شک و تردیدهای عدیده پیش رو به خوبی کنار آیند.
تصمیمات حیاتی مدیران شجاع در دوران رکود

با نگاهی گذرا به سیر وجودی اینگونه مشکلات در سطح داخلی و جهانی که در سال‌های اخیر گریبان بسیاری از موسسات را گرفته به خوبی می‌توان دریافت که با ابزارهایی همچون:

-
نقد و بررسی دوباره نقاط ضعف و قوت سازمانی

-
حرکت به سوی چابکی بیشتر و تغییر رویه در بعضی قسمت‌ها و تصمیم‌گیری‌ها

بررسی دقیق‌تر در ترکیب نیروی انسانی در تمامی سطوح

-
نگاهی هوشمندانه‌تر به سایر بازارهای هدف

-
تامین مواد اولیه از سایر مراکز

-
جست‌وجوی بازارهای جدید داخلی و صادراتی

-
کاهش تولید محصولات متنوع و متعدد و تمرکز بر محصولات کمتر و حیاتی‌تر تا رفع التهابات بازار

می‌توان به روشی اصولی برای مقابله با چالش‌های مورد نظر دست یافت، هر چند وثوق رسیدن به این مرحله حساس تنها در یک اصل اساسی و استراتژیک نهفته است: «وجود رهبری باثبات، مقتدر، مدبر و شجاع در راس سازمان

در مواجهه با شرایط سخت سازمانی، تنها عملکرد حرفه‌ای و همه‌جانبه مدیریت و رهبری سازمانی دلیرانه منجر به اخذ تصمیمی درست در لحظات حساس می‌شود و با این رویکرد اساسی می‌توان سازمان را از نزدیک شدن به ورطه سقوط نجات داد. این شیوه رهبری سازمانی نه‌تنها مانع از هم پاشیدن سازمان می‌شود، بلکه باعث تحکیم بیشتر سازمان نیز می‌شود و به خوبی اثبات می‌شود که در دریاهای متلاطم و توفانی تجارت، این ناخدای حرفه‌ای است که با اجرای به‌موقع راهبرد اصولی، قادر است کشتی سازمان خود را به ساحل نجات هدایت کند.

با مروری جامع و بررسی دقیق و علمی در این مورد اساسی، به خوبی می‌توان به دو عامل مهم در ایجاد فاجعه عمیق شکست شرکت‌های به اصطلاح شکست‌ناپذیر پی برد. اول: خلأ مدیریت شایسته و دلیر در راس امور و دوم: نبود اصولی که در این مقاله به اختصار به آنها اشاره خواهد شد.

مدیران ترسو همواره در اخذ تصمیمات درست در لحظات حساس به تردید و شک دچار می‌شوند.

 
این امر را شاید بتوان «رفتار مشترک بین همه مدیران ترسو» تلقی کرد و باید به تفصیل به نقد ریشه‌ها و سرچشمه‌های اصلی این عدم توانایی‌ها در اتخاذ تصمیمات دشوار و اساسی پرداخت.

عواملی همچون بی‌توجهی به جمع‌آوری بانک اطلاعات دقیق و استراتژیک در مورد مشتریان، رقبا، تحقیق در سایر مراکز جهت تامین مواد، آموزش و یادگیری مداوم و مستمر در سازمان و... که باید در زمان آرامش بازار صورت پذیرد به علاوه غرور و خودشیفتگی شخصی و سازمانی؛ همواره این دست از مدیران را به تصمیمات غیرمنطقی بر مبنای تجربیات شخصی، حس غریزی و قضاوت لحظه‌ای سیستم سنتی سوق خواهد داد که در آن رضایت و خشنودی همه کارکنان و مدیران مدنظر قرار می‌گیرد و همواره آنها را در لحظات حساس به سوی تله‌ای بزرگ روانه می‌کند.

سوال: برای گریز از این روند معیوب چه باید کرد؟

-
طراحی یک برنامه مبتنی بر اصول واقعی و حرفه‌ای منطبق با واقعیت‌های موجود و نه براساس نظر شخصی و احساسی

-
جذب مشاوران لایق و اخذ راهکارهای هوشمندانه از آنها

می‌تواند در لحظات نفسگیر با تمام قوا به سمت نجات مجموعه حرکت و سازمان را با هدایت حرفه‌ای از افتادن در ورطه چالش‌های فراگیر رها کند.

لازم به یادآوری است که در شرکت‌های بزرگ، مدیران به این امر واقف هستند که به لحاظ کاربردی بعضی از بخش‌های سازمان از بعضی دیگر ضعیف‌تر و ناکارآمدتر عمل می‌کنند. هر چند این ناکارآمدی در یک بخش سازمان‌های وسیع نگران‌کننده است اما در عدم موفقیت سازمانی به‌صورت کلی نقش بسزایی ایفا نمی‌کند در صورتی که همین امر در شرکت‌های کوچک‌تر متفاوت‌تر است و می‌تواند در بسیاری از موارد، تمامیت سازمان را تهدید کند.

بنابراین برای خنثی کردن این بحران در صورت شیوع آن سعی کنید تا دیر نشده بهترین، خلاق‌ترین و مستعدترین افراد را بیابید و با تدوین تصمیم‌های کلیدی، استراتژیک و حیاتی و تفویض اختیار در مسوولیت‌های مهم به این افراد شایسته و لایق، هرچه سریع‌تر ناکارآمدی فوق را مرتفع کنید و با ایجاد توازن منطقی در مسیر دستیابی به اهداف و شاخص‌های مورد نظر و آرمانی قرار بگیرید.

با نگاهی گذرا به شرکت‌های موفق به خوبی می‌توان دریافت که رهبران قدرتمند و شجاع همواره در پی کشف، پرورش و به‌کارگیری بهترین‌ها در حوزه‌های مختلف سازمانی گام برداشته‌اند و به تک‌تک آنها در تمام سطوح فرصت داده‌اند تا در قسمت‌های مربوط به خود در مجموعه، بهترین عملکردها را بروز دهند تا در مواقع ضروری و حیاتی با همیاری و همکاری آنها بتوانند بر چالش‌های پیش رو غلبه کنند.

 

منبع : دنیای اقتصاد

 




رمزگشایی از سطوح ارشد سازمان

نوشته شده توسط:admin وبلاگ
چهارشنبه 18 مهر 1397-07:09 ق.ظ

 افرادی که تمایل دارند به سطوح ارشد سازمان برسند و شاید بتوانند به‌عنوان مدیرعامل انتخاب شوند، باید نتایجی قوی از خود ارائه دهند، توانایی رهبری‌شان را نشان دهند و از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند که بخش‌های نرم‌تر کسب‌و‌کار، مانند ایجاد رابطه و رفاه کارکنان را شامل می‌شود. اینها از ویژگی‌هایی است که برای هر مدیر اجرایی موفق لازم است. یکی از این مدیران کاساندرا فرانگوس (Cassandra Frangos)، مشاور، محقق اجرایی و مدیرعامل اسبق شرکت سیسکو است. او کسی است که سرپرستی هدایت استعدادهای جهانی را در سال ???? برعهده داشته است. فرانگوس به‌عنوان مدیرعامل، مایل بود تاثیر بیشتری بر جامعه داشته باشد و همچنین علاقه خاصی به زندگی کارمندان سیسکو و خانواده هایشان داشت.
رمزگشایی از سطوح ارشد سازمان

طبق گفته فرانگوس، یافتن پشتیبانی برای ارتقا، بیشتر حول همکاری و نوآوری و نه فرمان و کنترل شکل می‌گیرد. او دیدگاه‌های بیشتری را در مورد موفقیت مدیران سطوح ارشد در گفت‌وگو با مدرس و مدیرمرکز مدیریت رهبری و تغییر، وارت مایکل یوسیم، ارائه می‌دهد و در مصاحبه حاضر مهارت‌های متمایز و استراتژی‌های حرفه‌ای مدیران اجرایی را بر اساس کتاب جدید خود «رمز سطوح ارشد؛ رهبران موفق چطور ارتقا می‌یابند»? توضیح می‌دهد:

 
وقتی شما به جاهایی که کار کرده‌اید یا حتی بعضی اشخاصی که در سمت بسیار بالایی هستند نگاه می‌کنید، فکر می‌کنید چه شیوه مدیریت یا روش رهبری لازم است که افراد از ? تا ? سطح پایین تر به جایگاه C-suite (تیم برتری که به مدیرعامل گزارش می‌دهد-دستیاران ارشد) وارد شوند؟

فرانگوس: یکی از رویکردهای مدیریتی در سازمان شیوه رهبری سازمانی پیش‌رونده است؛ جایی که محیط آن بر اساس همکاری و نوآوری است و زیاد بر پایه فرمان و کنترل نیست. پس بسیاری از رهبرانی که در محیط فرمان و کنترل رشد کرده‌اند یا شیوه رهبری آنها چنین است، باید آن‌ را فراموش کنند؛ زیرا سازمان‌ها بیشتر به سمت ساختارهای پویا می‌روند و با شیوه‌های مختلفی تیم‌ خود را هدایت می‌کنند. بسیاری از آنها تیم‌های مجازی و گزارش‌هایی با ساختار نقطه خطی دارند، پس مسلما بیشتر از پیش به پویایی رسیده‌اند.

شاخصه دیگر، هوش هیجانی است یا سازگار شدن با بعضی از دشواری‌ها یا روان‌شناسی افراد و شیوه‌ مدیریت بر آنها و همچنین شیوه‌ای که برای سازمان بهترین باشد. این حوزه‌ای است که اغلب در آن مدیران از مسیر رشد خارج می‌شوند، آنها به جنبه‌های نرم و سخت مدیریت فکر نکرده‌اند.

مورد دیگر این است که وقتی شما وارد سطح C-suite می‌شوید، نمی‌توانید تکبر بالایی داشته باشید. من از بسیاری از مدیرانی که با آنها مصاحبه داشته‌ام پرسیده‌ام: «چه چیزی باعث انحراف دیگران از این پست در سازمان شما شده است؟» بسیاری گفتند: «خب، اشخاص زیادی بودند که داشتند به مرحله C-suite می‌رسیدند؛ اما آنها غرور و منیت بزرگی داشتند. به همین دلیل هم کسی نمی‌توانست با آنها تعامل داشته باشد و کسی نمی‌خواست با او کار کند؛ زیرا همه چیز در رابطه با آن شخص بود

 
به نظر شما آیا شباهتی با چیزی که در مصاحبه C-suite بیان شده و این جمله هست؟ «ضروری است که بتوانید به شرکت یا سازمان به‌طور کل فکر کنید.» فرض کنیم آنها مسوولیت‌هایی خاص دارند، شاید ساخت و تولید یا حوزه محصولی خاص یا مدیر بازاریابی بودن. وقتی که آنها وارد C-suite می‌شوند، نیاز است که بتوانند به وظایف خود یا مسوولیت‌های خاص خود و هم کلیت کسب و کار بزرگ فکر کنند؟

فرانگوس: بسیاری در این موضوع حرف زده‌اند. برای آنها یک تغییر هیجانانگیز بود، وقتی که وارد C-suite شدند، جایی که می‌توانستند کلا شرکت را تجسم کنند، وظایف خاص تبدیل به امری ثانویه شد. من همیشه به‌دنبال مدیرانی متفاوت بوده‌ام.

من دیدار با مدیر ارشد منابع انسانی شرکتمان را به یاد دارم، بسیاری می‌گفتند: مطمئن نیستیم که او در چه سمتی مشغول به کار است. آیا عضو توسعه محصول است؛ چون می‌تواند درباره مهندسی صحبت کند؟ یا عضو بازاریابی است؟ چون درباره برندسازی استخدام و پلت‌فرم بازاریابی دیجیتال اطلاع دارد. اگر نتوانند بگویند شما در چه بخشی هستید، بالاترین تعریفی است که از شما می‌شود.

 
چه نصیحتی برای کسانی که ممکن است این تفکر را داشته باشند، دارید؟ آنها در بازاریابی عالی هستند و از آن شاخه رشد کرده‌اند. در شرف ورود به C-suite هستند جایی که باید درباره دستاورد بر هر سهم و شیوه‌های حسابداری، تولید محصول صحبت کنند. برای شرکت در چنین جلساتی نیاز است در مورد همه چیز درک داشته باشند، چه نکته‌ای برای مشتاق کردن این افراد دارید؟

فرانگوس: نفس خود را کنار بگذارید و یک قدم بازگردید و از دیگران بیاموزید، کسانی که دارای تجربه زیادی در این زمینه هستند. یک روز را در بخش‌های مهندسی یا رهبری فروش بگذرانید یا هر چیزی که در صنعت شما وجود دارد. اگر منیت افراد بیش از حد باشد، حتی این کار را نمی‌توانند انجام دهند و تقاضا برای این کار را کنار می‌گذارند.



منبع : دنیای اقتصاد

 





  • تعداد صفحات :10
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان


:ابر برچسبها



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات